تبلیغات
رستاخیز بازی ها - فیلم 2012
تاریخ : جمعه 8 اردیبهشت 1391 | 02:17 بعد از ظهر | نویسنده : یگان سابری اباعبدالله
خود مراجعه کرده، از این طریق مطلع می‏شود که درجة حرارت پوستة سخت زمین بر اثر تاثیرات ناگهانی کیهانی ناشناس، همواره در حال افزایش است؛ تا جایی که برای نجات بشریت، فقط مدت زمان بسیار کوتاهی باقی است. پوستة جامد زمین بر اثر تشعشعات، نرم شده، در سطوح بسیار برزگی شکافته و از هم گسسته می‏شود. دریاها و اقیانوس‏ها به طور وحشتناکی به طرف شهرها سرازیر می‏شوند و فقط بخشی از انسان‏ها برای نجات، امکان سوار شدن در کشتی نوحی را دارند که در سطوح بسیار عظیم، مثل سفینه‏های غول پیکر قرار دارد».




اگر از دیدن فیلم بسیار جذاب و تکان دهندة بصری فارغ شدید و متوجه شدید که کارگردان یا تهیه کننده،این فیلم را با هزینة چند میلیاردی تهیه کرده­اند متعجب نشوید. شما مجذوب شده­اید و این خیلی عجیب نیست که در پشت یک اثر هنری قوی، تفکر جهت­داری خوابیده باشد و بینش انسان را مورد هدف قرار داده باشد و انسان خودآگاه یا ناخودآگاه، در آن جبهه قرار گیرد. در این نوشتار می‏خواهیم تفکری را که کم و بیش حاکم بر طیف وسیعی از جهانیان است، به روایتی ساده، بازخوانی کنیم.

فضای بیرونی فیلم

علمی که در مجاری پوزیتویستی، ماتریالیستی و پراگماتیسی حرکت می‏کند و راهکاری جز سفسطه و القای شکاکیت ندارد، حذف یقین و اکتفا به تاییدهای روانشناختی، هیچ­انگاری، شکاکیت مستتر و انکار متافیزیک، از نمادهای مهم آن است؛ البته پیامدهایی نیز دارد که این دین بشری سعی می‏کند رهایی و عدم تعهد و مسئولیت را القا کند و واکنشی تهاجمی در برابر ادیان الهی داشته باشد.

این تفکر، سعی دارد هدف خود را حمایت و ترویج عقلانیت معرفی کند؛ اما عقلانیت در تفسیر این تفکر، عقلانیت فلسفی و متافیزیکی نیست؛ بلکه عقل حسابگر جزئی است که فقط در دنیای ماده متحقق است و سخت درگیر ابطال­پذیری است هدفش آرمان‏های ارزشی، اخلاقی و حقایق ازلی و ابدی نیست؛ بلکه هدف‏های سوداگرانه، قابل دسترس و دنیوی دارد و علل دین گریزی این تفکر نیز عدم شناخت جهان، انسان و دین و تفسیر ناروا از دین است.

غرب با دست و پا زدن در مرداب اومانیسم و تقدس­زدایی از مفاهیم و مصادیق روحانی و با از دست دادن مفاهیم دینی و عقلی علم، گفت­وگو درباره مبدا و معاد را از دایرة علم خارج ساخت و علم را به شناخت امور دنیوی مقید کرد؛ در حالی که دین مجعول و مصنوع خداست و در نگاه الهیون، به عنوان روش و الگویی هدفمند، شناخته شده است.

حال سؤال این است که اگر فیلمی را این پشتوانه مخرب، هدایت محتوایی کند، آیا می‏توانیم فقط از جلوه‏های ویژة آن صحبت کنیم و لذت ببریم و در پایان بگوییم به به عجب فیلمی بود! اون قسمت که شهرها در آب فرو می‏رود رو دیدی؛ حیرت­انگیز بود و یا...؟ البته نباید فراموش کنید که ما دربارة این قسمت‏های رایانه­ای نیز تذکراتی داریم که خواهد آمد.


فضای درونی فیلم

فیلم 2012 می‏خواهد کانون توجهات را به سمت خود جلب کند تا مدیران و سیاست­مداران در این جریان بخواهند و بتوانند بر اهداف خویش فائق آیند. اگر 2012، سال نابودی و انقراض جهان است، چرا آمریکا پول‏های خود را مجانی برای کنترل تروریسم خرج می‏کند؟ چرا سعی نمی­کند برای ساختن تعداد بیشتری کشتی نوح، تلاش کند تا آمریکاطلبان بیشتری نجات یابند. آمریکا می‏خواهد حکمرانی کند و برای این کار، به هر وسیله­ای به دنبال بهانه است؛ چه برج‏های دو قلو و 11 سپتامبر، چه صدام و نفت عراق، چه بن لادن و ذخایر عظیم افغانستان و چه کشورهای افریقایی و استعمار و استحمارشان و حتی کشورهای ریزه­خوار آمریکایی و اروپایی. اینها همه و همه در زیر چتر اویند اوست؛ تا مسیر و هدف را برای آنها تعریف کند و در هر زمانی، خوراک جدیدی برایشان فراهم کند؛ تا مشغولیت ذهنی داشته باشند و حتی بعضی از مسلمانان رفته­اند ببینند سه سال بعد در تقویم شمسی، مصادف با چه روزی است و دیدند که مصادف با جمعه 1391 است و گفتند که شاید این همان جمعه ظهور باشد. حالا دیدید تا کجا نفوذ کردند! ما جواب این سوال را می‏دهیم.

فضای رعب­انگیز فیلم، همراه با موسیقی دلهره­آور آن، از ابتدا وحشت را یادآوری می‏کند؛ ترسی که بر ناخودآگاه تاثیر می‏گذارد و این، خاصیت هنر است؛ القای غیرمستقیم.

ژانر تخیلی و فانتزی­ای که بیشتر در مورد آخرالزمان مطرح می‏شود، به خاطر نداشتن ایدئولوژی خاصی است که آنها از عدم آن رنج می‏برند و به پیشگویی‏هایی سخیف پناه می‏برند. چرا این فیلم در فهرست بهترین فیلم افتتاحیه قرار می‏گیرد؛ با این که فیلمساز دین­گریز سعی می‏کند نمادهای دینی را به صورت آشکار به پایین بکشد؟ این فیلم، نمادهای مسیحیت و یهودیت را از بین می‏برد؛ اما چرا جرات نکرد به نمادهای دین اسلام حمله کند؟ شاید ترسیده، نه حتما ترسیده یا او را از عواقب آن باز داشته­اند. بنابراین معلوم می‏شود اعتراضات، تجمعات و تظاهرات اسلامی بعد از فیلم‏هایی مانند فتنه، اثر کرده است و این برای ما یک موفقیت است که مهاجم خود فهمیده که نمی­تواند در این مرز بی­هوا وارد شود.

در این فیلم، رئیس جمهور سیاه­پوست فداكار، سوار بر هواپیما نمی­شود و همراه مردم به كلیسا پناه می‏برد. چرا شما سیاستمداران آمریكایی، این قدر دلسوز بشرید؟ مگر نه این كه در غزه، لبنان، افغانستان، عراق، پاكستان، كنگو، نیجریه، بوسنی و...، خون مسلمانان را مباح كرده­اید؟ این بحث سر دراز دارد؛ اما تاریخ، خود بازگوكنندة این فجایع است.

مفاهیم آخرالزمانی و مهدویت، چند دهه مورد هجوم سینمای غرب بوده­اند. آنان با این مفاهیم جنگیده­اند تا سكولاریزم را نهادینه كنند و سرانجام به یك مكتب غیرالهی مثل بودیسم پناه ببرند؛ اما به چه خفتی افتاده­اند. كلیسائیان نیز چوب حمایت از ایشان را می‏خورند. آنان غرق شده­اند؛ اما خبر ندارند و یا خود را به... .

گفته می­شود كه ویژگی­های آخرالزمان در انجیل یوحنا، به طور رمزی آمده است؛ اما آیا اسلام نیز در این باره حرفی دارد؟

 





طبقه بندی: متفرقه،  کارتون، 
برچسب ها: فیلم، فیلم2012، آخرالزمان، 2012، اهداف فیلم 2012،  

  • شهر قشنگ
  • گوف
  • ضایعات