تبلیغات
رستاخیز بازی ها - تحلیل بازی Darksiders و بررسی مسیحیت صهیونیست-قسمت سوم
تاریخ : شنبه 19 فروردین 1391 | 07:44 بعد از ظهر | نویسنده : یگان سابری اباعبدالله

* مبلغان انجیل
در یک قرن گذشته جریان جدیدی که در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مکتب نوظهور «مبلغان انجیل» نام دارد. پیش از جنگ جهانی دوم این مکتب نوظهور به  بنیادگرایی معروف و شعار آن ها بازگشت به انجیل و تغییر جامعه با تحول فرهنگی بود و هدف آن ها به وجود آوردن حکومت در آمریکا بر مبنای بنیادهای انجیل است. پس از جنگ جهانی دوم بنیادگرایان آمریکایی خود را مبلغان انجیل معرفی کردند و  با استفاده گسترده از وسایل ارتباطات جمعی توانستند در جامعه آمریکا نفوذ  فراوانی به دست آورند و اکنون این جریان قدرتمندترین و فعال ترین تشکیلات دینی  در آمریکا محسوب می شود و در مراکز سیاسی این کشور نفوذ زیادی دارند.



اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریکا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و    سیاسی از صهیونیسم است و آن ها اعتقاد دارند که پیروان کلیسای پروتستان برای     ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح را که در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به  عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند. این جریان نوظهور در     پروتستانتیسم با عنوان«خواسته های مسیح» شهرت دارد.

پیروان این مکتب خود را از مبلغان انجیل می دانند و اعتقاد دارند پیروان این     مکتب مسیحیان دوباره تولد یافته هستند که فقط اینان اهل نجات خواهند بود و     دیگران هلاک خواهند شد.

از ویژگی های ممتاز پیروان این مکتب می توان به اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم نام برد و تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودى  مقیم اسرائیل و آمریکا است.
مطابق اعتقادات مکتب فوق به وسیله پروتستان ها حوادثی باید به وقوع بپیوندد تا   مسیح دوباره ظهور نماید و پیروان این مکتب وظیفه دینی دارند برای تسریع در عملی   شدن این حوادث کوشش نمایند. حوادثی که توسط آنها باید عملی شوند، عبارتنداز:

۱- یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین آورده  شوند و کشور اسرائیل در گستره ای از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید و  یهودیانی که به اسرائیل مهاجرت نمایند اهل نجات خواهند بود.

۲- یهودیان باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس را منهدم کنند و به جای این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا  نمایند (از سال ۱۹۶۷تا به حال دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس بیش از صدبار مورد حمله یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفته است)

۳- روزی که یهودیان مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم کنند، جنگ نهایی مقدس (آرماگدون) به رهبری آمریکا و انگلیس  آغاز شده، در این جنگ جهانی تمام جهان نابود خواهد شد.

۴- روزی که جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامی     مسیحیان پیرو اعتقادات «عملی نمودن خواسته های مسیح» که مسیحیان دوباره تولد     یافته می باشند، مسیح را خواهند دید و توسط یک سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل می شوند از آنجا همراه با مسیح نظاره گر نابودی جهان و عذاب سخت در این  جنگ مقدس خواهند بود.

۵- درجنگ آرماگدون زمانی که ضد مسیح (دجال) در حال دستیابی به پیروزی است، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته در جهان ظهور     خواهد کرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شکست می دهد و حکومت جهانی خود را مرکزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت و معبدی که به جای مسجد اقصی و صخره در   بیت  المقدس- که توسط مسیحیان و یهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده-  محل حکومت جهانی مسیح خواهد بود .

۶- دولت صهیونیستی اسرائیل با کمک آمریکا و  انگلیس مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را نابود خواهد کرد و معبد بزرگ به دست آنان در این مکان ساخته خواهد شد و این رسالت مقدس به عهده آنها می باشد.

۷- این حادثه پس از سال ۲۰۰۰ میلادی حتماً  اتفاق خواهد افتاد.

۸- قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت جامعه  آمریکا و اروپا را فرا خواهد گرفت.

۹-قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ  معنی ندارد و مسیحیان برای تسریع در ظهور مسیح باید مقدمات جنگ آرماگدون  ونابودی جهان را فراهم نمایند.

رهبران مذهبی فرقه های پروتستان در ایالات  متحده و انگلیس که به این مکتب نوظهور «خواسته های مسیح» اعتقاد دارند، در دهه     ۱۹۹۰ م اعتقادات یاد شده را به شدت در جامعه آمریکا و اروپا تبلیغ کرده اند و   در ۱۰ سال گذشته در آمریکا در این زمینه ده ها کتاب منتشر شده و فیلم های  گوناگونی به نمایش درآمده اند . کشیش آمریکایی به نام هال لیندسی کتابی با  عنوان « در پیشگویی های انجیل؛ جای آمریکا کجاست؟» را تألیف کرده که یکی از  پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۰۱ در آمریکا به شمار آمده است. در این کتاب نقش دولت واشنگتن در جنگ آرماگدون بیان شده است. نویسنده در این کتاب اثبات نموده  است که دولت آمریکا جنگ آرماگدون را رهبری خواهد کرد و مخالفان مسیح در سراسر  جهان را که قبل از آغاز این جنگ باعث ایجاد رعب و وحشت در جهان شده اند، شکست خواهد داد. در این جنگ مقدس، دولت انگلیس همکار آمریکا خواهد بود. دولت آمریکا در اوج جنگ سرد موشک های هسته ای قاره پیمای خود را «شمشیر های جنگ مقدس»   نامیده بود. پیروان این مکتب در یک دهه گذشته تبلیغ کرده اند که عملیات توفان صحرا علیه عراق در سال ۱۹۹۱ فراهم کردن مقدمه برای جنگ آرماگدون بوده است.

مسیحیان صهیونیست از فرقه پروتستان ها در آمریکا و انگلیس اعتقاد دارند که مسیح همیشه در امور خاورمیانه به سود دولت  اسرائیل مداخله نموده است و اعلام می دارند که خواست دولت اسرائیل در حقیقت  خواست مسیح است. آن ها مذاکرات صلح در خاورمیانه را بیهوده می دانند و تأسیس کشور اسرائیل بزرگ از رودخانه نیل تا رودخانه فرات، را خواست مسیح می شمرند و معتقدند که به زودی عملی خواهد شد.

صهیونیست های یهودی هم مطابق اعتقاد به مجموعه قوانین دینی خود «تلمود» به مکتب     «خواسته های خدا»  اعتقاد دارند و مطابق این اعتقاد آن ها برنامه ای را اجرا می کنند که با کمک دولت های آمریکا و انگلیس و دیگر کشورهای غربی بتوانند دو مسجد مقدس اقصی و صخره در بیت المقدس را تخریب کرده، کشور اسرائیل بزرگ را با نابودی   کامل کشورهای اسلامی به وجود آورند. به همین منظور میان صهیونیست های یهودی و   صهیونیست های مسیحی از فرقه پروتستان ها اتحاد و هماهنگی کامل وجود دارد.   مسیحیان پیرو اعتقاد «خواسته های خدا» همواره اظهار می دارند هر عملی که از سوی دولت اسرائیل انجام می شود، در حقیقت از سوی مسیح طراحی شده است و باید توسط مسیحیان سراسر جهان مورد حمایت قرار گیرد.

یک نویسنده آمریکایی در سال ۱۹۹۷ کتابی با عنوان «خیانت به بیت المقدس» را     تألیف نمود که در آن هر نوع مذاکره صلح با فلسطینیان را خیانت به تعلیمات انجیل و خواسته های مسیح می داند و این مطلب را به خوانندگان القا می نماید که مسیح  با آغاز هزاره سوم و قبل از سال ۲۰۰۷ م ظهور خواهد کرد و اسراییل بزرگ را از نیل تا فرات به وجود خواهد آورد.

در این کتاب ها تبلیغ می گردد که برای تعجیل ظهور مسیح، مسیحیان باید کشور بابل را- که عراق کنونی می باشد- نابود کنند و  رودخانه فرات باید کاملاً خشک گردد. گفتنی است که آن ها جنگ آرماگدون را «جنگ     فرات» نیز می نامند.

رهبران دینی صهیونیسم مسیحی تبلیغات گسترده ای     در این باره انجام داده اند. در یک نظرسنجی که توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس در سال   ۱۹۹۷ انجام شد، اعلام گردید ۲۵ درصد جمعیت آمریکا اعتقاد راسخ دارند که با آغاز     هزاره سوم جنگ نهایی آرماگدون در محل فلسطین آغاز خواهد شد و این جنگ تا مدت  هفت سال ادامه خواهد داشت. در اثر این جنگ دنیا نابود می شود و در پایان این  جنگ هفت ساله که آن ها آن را «مصیبت بزرگ برای کلیسا و مسیحیان» می دانند، مسیح     همراه مسیحیان دوباره تولد یافته ظهور خواهد کرد و دجال را شکست می دهد و حکومت     جهانی خود را با مرکزیت بیت المقدس تشکیل خواهد داد.

به همین منظور آن ها معبد بزرگ را که موجب جنگ   آرماگدون می شود «معبد مصیبت بزرگ» می نامند. مطابق اعتقادات صهیونیسم مسیحی،     غیر از معتقدان به «خواسته های مسیح»، تمامی مردم جهان، چه مسیحی و چه غیر     مسیحی، به دست دجال کشته خواهند شد. (این بخش شباهت بسیار زیادی به اعتقادات     دالیا گلاسپی در بازی سایلنت هیل دارد)

رهبران صهیونیسم مسیحی و یهودی خود اعلام کرده     اند مطابق تفسیر مکاشفه یوحنا در انجیل، صهیونیسم رسالت الهی دارند و برای  تأسیس دولت اسراییل بزرگ حق دارند علاوه بر سلب مالکیت فلسطینیان حتی نسل کشی     فلسطینیان و اعراب را انجام دهند. رهبران دینی پروتستان، مبلغان انجیل را از  مسیحی کردن یهودیان منع می کنند، چرا که مطابق اعتقادات آنان یهودیان از سراسر  جهان باید به فلسطین مهاجرت نمایند و اسراییل بزرگ را تشکیل دهند و اقدام به   ساخت معبد بزرگ نمایند. بیشتر مطلق یهودیان در جنگ آرماگدون توسط ضد مسیح کشته خواهد شد و تعداد اندکی که زنده خواهند ماند با ظهور حضرت مسیح به وی ایمان     خواهند آورد.

تروریسم مقدس و مبلغان جنگجوی انجیل مکتب صهیونیسم مسیحی در کشورهای پروتستان     مخصوصاً در ایالات متحده آمریکا و انگلیس توسط مبلغان انجیل در سطح گسترده     ترویج می شود.
نویسنده معروف آمریکایی به نام "گریس هالسل" در دو کتاب معروف خود برنامه های     مبلغان «جنگجوی انجیل» مقیم آمریکا را به خوبی افشا کرده بود. نویسنده در این     دو کتاب با عنوان «پیشگویی و سیاست» و «مبلغان جنگجوی انجیل در بستر جنگ هسته     ای» برنامه های مشترک دولت های آمریکا، انگلستان و اسراییل با همکاری مبلغان  انجیل را برای به وجود آوردن اسراییل بزرگ تشریح می کند. هالسل که از کارمندان  برجسته دفتر ریاست جمهوری آمریکا بود اتحاد محرمانه بین مبلغان انجیل در آمریکا   و انگلیس با اسراییل را آشکار می نماید.

تأثیر تبلیغات گسترده دستگاه های ارتباط جمعى   آمریکا که کاملاً تحت کنترل صهیونیست ها هستند، مردم آمریکا را به زود باورترین     مردم جهان تبدیل کرده و حادثه ۱۱ سپتامبر هم کینه و نفرت مردم آمریکا و جهان     غرب را به خاطر تبلیغات هدایت شده علیه اعراب و مسلمانان برانگیخته است.  صهیونیست ها و طرفداران آن ها که سال ها یک سلسله برنامه های دینی، فرهنگی،     اجتماعی، و سیاسی خود را تبلیغ می کردند، با حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بهترین فرصت را به دست آوردند تا برنامه هایشان را با سرعت بیشتری به مردم آمریکا و اروپا     بقبولانند و در حال حاضر می کوشند برنامه های خود را عملی نمایند.

در دوران جنگ سرد، آمریکا اتحادجماهیر شوروی سابق را «امپراتوری شر» معرفی می     کرد و بعد از جنگ سرد دستگاه های ارتباط جمعی آمریکا ترس از مسلمانان را تبلیغ     کردند و بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر این تبلیغات علیه اسلام و مسلمانان جهان در     دنیای غرب به اوج خود رسیده است.
گروه های مسیحی پیرو اعتقاد «خواسته های مسیح» در آمریکا ۱۰۰ میلیون پیرو دارند  و آن ها در هر دو حزب بزرگ آمریکا یعنی جمهوری خواه و دموکرات صاحب نفوذ هستند  و همراه صهیونیست های یهودی، دولت واشنگتن را کاملاً در اختیار دارند.
آمریکا و دیگر کشورهای پروتستان در جهان ۱۵۰۰ فرقه مسیحی حامل این اعتقاد در  سطح جهان برای جنگ آرماگدون تبلیغات گسترده انجام می دهند و برای تسریع در ظهور   مسیح کوشش می نمایند وضعیتی را پیش آورند که سراسر جهان نابود شود.

نویسندگان غربی این اعتقادات را به عنوان     تروریسم مقدس معرفی می کنند. این گروه های مسلح مسیحی در آمریکا بعد از حادثه     ۱۱سپتامبر از سوی "اف بی ای" متهم شده اند که در پخش «سیاه زخم» که یک اسلحه     بیولوژیک است، در آمریکا نقش داشته اند.
سیاست دولت آمریکا نیز بر «نبرد تمدن ها» استوار است و آن ها خود را کدخدای دهکده جهانی اعلام کرده اند و به بهانه مبارزه با تروریسم می کوشند سلطه خود را     بر سراسر جهان گسترش دهند. گروه های صهیونیست مسیحی و یهودی در داخل آمریکا روز به روز قدرتمندتر می شوند و اکنون در واقع، دولت و مردم ایالات متحده آمریکا در     دست این گروه ها گروگان است.

* مسیحیان و بازگشت مسیح
اندیشه بازگشت عیسی علیه السلام یکی از باورهای غالب جامعه مسیحیت است. این شوق     و انتظار، در بخش های قدیمی تر عهد جدید مانند رساله اول و دوم پولس به     تسالونیکیان به خوبی منعکس گشته است. اما در رساله های بعدی مانند رساله های     پولس به تیموتاؤس و تیطس، همچنین رساله های پطرس به بعد اجتماعی مسیحیت توجه     شده است.
این مسأله از آن جا ناشی می شد که عیسویان با گذشت زمان پی بردند که بازگشت     مسیح علیه السلام برخلاف تصور آنان نزدیک نیست.( سین توفیقی، آشنایی با ادیان     بزرگ، چ اول، تهران، طه، سمت، مرکز جهانی علوم اسلامی، ص 170)
هرچند اقلیتی از آنان بر این عقیده باقی ماندند که عیسی به زودی خواهد آمد و  حکومت هزارساله خود را تشکیل خواهد داد؛ حاکمیتی که به روز داوری پایان خواهد  یافت. از همین رو، از دیر باز گروه های کوچکی به نام هزاره گرا در مسیحیت پدید  آمده اند که تمام سعی و تلاش خود را صرف آمادگی برای ظهور دوباره عیسی در     آخرالزمان می کنند.( سین توفیقی، هزاره گرایی در فلسفه تاریخ مسیحیت، مجله     موعود، شماره 17، ص 1420)

البته، وجود آیاتی در انجیل این حالت انتظار را تشدید می کند و با اشاره به عدم     تعیین وقت ظهور، آن را ناگهانی معرفی می کنند. به عنوان مثال، در انجیل متّا از   زبان عیسی این گونه نقل شده است:
«شما نمی توانید زمان و موقع آمدن مرا بدانید؛ زیرا این فقط در ید قدرت خداست.    هیچ بشری از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهی ندارد حتی فرشتگان، تنها خدا آگاه     است.»( انجیل متا، باب 24: 36)
یا آن که در انجیل لوقا به نقل از مسیح چنین آمده است: «همیشه آماده باشید؛     زیرا که من زمانی می آیم که شما گمان نمی برید.» (لوقا، باب 12:40)

روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه لای انجیل     به چشم می خورد:
«کمرهای خود را بسته و چراغ های خود را افروخته بدارید، باید مانند کسانی باشید     که انتظار آقای خود را می کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند. تا هر وقت آید و     در را بکوبد، بی درنگ در را برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامانی که آقای  ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد. پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که  شما گمان نمی برید پسر انسان می آید.» (لوقا، باب 12: 3540)

مسیحیت ضمن تأکید بر غیرمنتظره بودن بازگشت     عیسی، هدف از این بازگشت را ایجاد حکومتی الهی در راستای حکومت الهی آسمان ها ارزیابی می کند.( انجیل متا، باب 6:10)
علاوه بر این، ظهور مسیح یگانه راه حل برای ادامه حیات و زندگانی برشمرده می شود و عیسی منجی انسان ها و پادشاهِ پادشاهان معرفی می گردد.( مکاشفه، باب 17:     14 و باب 19: 16)
وی براساس سخنان دانیال نبی، نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی و مذهبی     جهان را عوض خواهد کرد و جهانی بر مبنای راه و روش خدا بنا می کند.( دانیال،     باب 2: 4445)
مسیحیان همچنین علاماتی برای ظهور عیسی بن مریم قایل هستند:
«عنقریب بعد از آن آزمایش سخت، روزگاران خورشید تیره و تار می گردد و ماه نور  خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند کرد و قدرت های آسمانی نیز به  لرزه درخواهند آمد و سپس آثار و علایم ظهور آن مرد آسمانی آشکار خواهد شد و سپس     تمامی قبایل زمین نگران و غمگین می گردند و آن گاه عیسی از ابرهای آسمان با     جلال و شکوه و قدرت فرو خواهد آمد.» (انجیل متا، باب 24: 2930)

در انجیل مرقس نیز ضمن تأکید بر همین مضامین، به جمع آوری یاران توسط مسیح اشاره شده است:
«سپس عیسی با شکوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگان تحت امر خود را به اطراف     و اکناف عالم روانه خواهد کرد و منتخبان خود را از چهارگوشه جهان از بالاترین     نقطه آسمان تا پایین ترین نقطه زمین جمع خواهد کرد.» (مرقس، باب 13: 2427،     همچنین متا، باب 24: 31)
روایات اسلامی نیز بر آمدن مسیح علیه السلام صحه می گذارند. از جمله آن که،    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «سوگند به آن که جانم به دست او است، به     طور یقین عیسی بن مریم به عنوان داوری عادل و پیشوایی دادگر در میان شما فرود    خواهد آمد.» (علی کورانی عاملی، عصر ظهور، ص 341 به نقل از ابن حماد، الفتن     (خطی)، ص 162)

مفسران در تفسیر آیه 159 سوره نساء، آن را با     بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط می دانند و این آیه را در همین رابطه     ارزیابی می کند. (مجمع البیان، ج 3، ص 212 / تفسیر نمونه، ج 4، ص 204 / المیزان     (عربی)، ج 5، ص 143 / همچنین در رابطه با آیات عروج و تصلیب عیسی علیه السلام :     آل عمران: 55 / نساء: 157158)
به هر حال، مسأله فرود آمدن مسیح و بازگشت وی در آخرالزمان، از موضوعات مشترک     اندیشه انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است. البته، اسلام در این رابطه منجی     موعود را مهدی علیه السلام معرفی نموده، او را پیشوای آخرالزمان تلقی می کند:
«چگونه خواهید بود، آن گاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما     از خود شما باشد.» (نبی اسلام صلی الله علیه و آله ، بحارالانوار، ج 14 ،ص     344؛محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج 4، ص 143 / مسلم بن الحجاج النیابوری،     صحیح مسلم، ج 1، ص 94)

یا آن که در روایتی دیگر از امام باقر علیه     السلام نقل شده است:
«پیش از قیامت (عیسی) به دنیا فرود می آید و هیچ کس از ملت یهود و مسیحی نمی     ماند مگر آن که پیش از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی نماز می     گذارد.» (بحارالانوار، ج 14، ص 349؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت،     الوفاء، ج 51، ص 71، 77، 84)

بی گمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است که روایات  اسلامی و اعتقادات مسیحی در رابطه با مسأله ظهور بسیار به هم نزدیک هستند.  مقایسه خبرهای رسیده از روایات اسلامی در رابطه با پیشرفت غیرقابل تصور علوم در     زمان ظهور(حدیث از امام صادق علیه السلام ، بحارالانوار، ج 52، ص 336؛ همچنین     علی کورانی العاملی، عصر الظهور (عربی)، ص 327)، ایجاد رفاه     اجتماعی(بحارالانوار، ج 51، ص 68، همان، ج 52، ص 351)، علایم ظهور(محمدری     شهری،میزان الحکمه،دارالحدیث،ج1،ص177) و سایر موارد با آنچه آمد به روشنی این     مدعا را ثابت می کند.

این مسأله به خودی خود می تواند زمینه های گفت  وگو و هم اندیشی بین انتظار اسلامی و مسیحی را فراهم آورد. ناگفته نماند که حتی     در برخی از انجیل های مورد پذیرش گروهی از پروتستان ها، به روشنی از ظهور نجات دهنده ای صحبت به میان می آید که از فرزندان پیامبر عربی است: مسیح در وصایای خود به شمعون پطرس می فرماید:
«ای شمعون! خدای من فرمود، تو را وصیت می کنم به سید انبیا، که بزرگ فرزندان آدم و پیغمبران امی عربی است. او بیاید، ساعتی که فرج قوی گردد و نبوت بسیار    شود و مانند سیل جهان را پرکند.» (همشهری، 26/10/74، به نقل از مصلح جهانی به     نقل از: آرمان شهر در  ادیان، محمدعلی بزنونی، پگاه، ش 24 ،ص 2)

* منتظران آرماگدون
یکی از موضوعاتی که همواره در اندیشه انتظار مسیحیت و اسلام به عنوان چالش مطرح     بوده، نبرد آخرالزمان است. با نگاهی به تاریخ اروپا و امریکا در مقاطعی حساس،     رهبران آنان با اشاراتی کوتاه و بسیار مبهم مطالبی را بیان می داشتند که بیان     گر اندیشه های درونی حاکم بر آنان بوده است. ناپلئون وقتی به دشت جرزال میان     جلیله و سامریه در حوالی کرانه غربی رود اردن رسید، گفت:
«این، میدان بزرگ ترین نبرد جهان است.»( تدارک جنگ بزرگ، گریس هال سل، ترجمه     خسرو اسدی، ص 50)
وی این مطلب را براساس آموزه های انجیلی ابراز داشت. اما به نظر نمی رسد هیچ     پژوهشگر مسلمانی این گفتار وی را، که در تاریخ ثبت شده است، مورد توجه، تجزیه و     تحلیل قرار داده باشد. بیش از صد سال بعد، هنگامی که فرانسه توانست با سوء     استفاده از ضعف امپراطوری عثمانی، سوریه و لبنان را اشغال کند، ژنرال گورو     فرمانده فرانسوی و فاتح دمشق، در حالی که پای خود را با تنفر و تکبر تمام بر     مزار صلاح الدین ایوبی گذاشته بود، اظهار داشت:
«هان ای صلاح الدین ما بازگشتیم!»
این رفتار متفرعنانه مخصوص این فرمانده فرانسوی نبود. آلن بی، ژنرال انگلیسی     نیز که خود در جنگی دیگر در زمان جنگ جهانی اول در هارمجدون پیروزی ارزشمندی را  به دست آورده بود، هنگام ورود به قدس، سرمست از پیروزی خویش در برابر کنیسه     قیامت ابراز داشت:
«امروز جنگ های صلیبی به پایان رسید.»
این حادثه برای یهودیان از چنان اهمیتی برخوردار بود که اسرائیل زانگوئیل آن را  «جنگ هشتم صلیبی» نامید. ( نقد و نگرش بر تلمود، ظفرالاسلام خان،محمدرضا رحمتی،     قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ص 71)

در ادامه، خط سیر این اندیشه را در رفتار جنگ     جویانه آیزنهاور رئیس جمهور امریکا، در دهه پنجاه پی می گیریم. وی اعلام کرد:
«بزرگ ترین جنگی که در پیش داریم، جنگی است برای تسخیر افکار انسان ها.» (27)
اما وی ابراز نداشت که سخن وی در واقع روشی برای تحقق نظریه حمبس برونهام، در     کتاب «مبارزه برای جهان» است که نوشته بود: «هدف ما ایجاد دولت جهانی امریکایی     است، به گونه ای که با دولت های جهان به رقابت برخیزد.» (احمد رزاقی، تبلیغات     دینی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ص 20 و 21)

در پی این اظهارات تند و مهار گسیخته در دهه     هشتاد با جنگ ستارگان ریگان، تفکر مذهبی وی در رابطه با مشیت الهی، جنگ برای     نابودی دشمنان خدا و حکومت هزارساله مسیح روبه رو می گردیم. پس از ریگان، بوش  پدر با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نظریه نظم نوین جهانی را مطرح می سازد و     فرزندش پس از حوادث یازده سپتامبر بار دیگر با نبش قبر اندیشه ها و انگیزه های     مدفون مذهبی، سخن از جنگ های صلیبی به میان می آورد و کشورهای ایران، عراق و     کره شمالی را محور شرارت می نامد. نگاه تفوق جویانه و نامداری غرب نسبت به     مسلمانان، با فراز و نشیب هایی مصلحتی در طول چند قرن اخیر به خوبی روشن است.

حال، این پرسش مطرح می شود که آیا همه این     اظهارنظرها اتفاقی است و از نگرش لیبرالیستی غرب ناشی می شود یا برآیندی است از     ناگفته های ذهنی و عقیدتی غربیان، که با بیان های گوناگون ابراز می شود؟
از سوی دیگر، آیا این نگاه خصمانه در اندیشه انتظار منجی آخرالزمان نیز ردپایی  از خود برجای گذاشته است یا خیر؟
"گریس هال سل" در جست وجوی پاسخ این پرسش ها، کتاب «تدارک جنگ بزرگ» را به رشته     تحریر درآورده است. این نویسنده مسیحی امریکایی به ریشه یابی دشمنی های غرب     پرداخته، با دلایل گوناگون و مستند این نظریه را اثبات می کند که برخی موضع     گیری ها و رفتارهای خصمانه یا دوستانه برخی از سردمداران کشورهای قدرتمند     مسیحی، ناشی از یک عامل عقیدتی است؛ عاملی که از سوی حرکت های راست افراطی     مسیحی به شدت در جامعه مسیحی تبلیغ می گردد و تاکنون با اقبال خوبی روبه رو     بوده است. این عامل چیزی جز «نبرد آخرالزمان» نیست؛ نبردی که در دره مجدون رخ     خواهد داد. براساس این روایت عهد عتیق، پیکاری بزرگ بین ارتش دویست میلیونی شرق     از یک سو، و ارتش یهودی مسیحی از سوی دیگر، به وقوع خواهد پیوست.

نبردهای مجدون همزمان با بازگشت مسیح روی خواهد     داد. براساس تأویل های گروهی از کشیشیان پروتستان، در این جنگ از سلاح های هسته     ای استفاده خواهد شد:
«ای پسر انسان نظر خود را بر جوج، که از زمین مأجوج و رئیس روش و ماشک و توبال     است، بدار و بر او نبوت نما و بگو خداوند «یهوه» چنین می فرماید «اینک من ای     جوج رئیس روش و ماشک و تو بال بر ضد تو هستم و تو را برگرانیده قلاب خود بر  چانه ات می گذارم و تو را با تمامی لشکرت بیرون می آورم. اسبان و سواران، که     جمیع ایشان با اسلحه تمام آراسته، جمعیت عظیمی با پسرهاو مجنّ ها و همگی این ها     شمشیر به دست گرفته. فارس و کوش و فوط با ایشان و جمیع ایشان با سپر و خود،     جومرو تمامی افواجش و خاندان توجَرمه از اطراف شمال با تمامی افواجش و قوم های     بسیاری همراه تو. پس مستعد شو و تو تمامی جمعیت که نزد تو جمع شده اند، خویشتن     را مهیا سازید و تو مستحفظ ایشان باشد. پس از روزهای بسیار از تو تفقد خواهد شد     و در سال های آخر به زمینی، که از شمشیر استرداد شده است، خواهی آمد که از میان     قوم های بسیار بر کوه های اسرائیل، که به خرابه های دائمی تسلیم شده بود، جمع     شده است و آن از میان قوم ها بیرون آورده شده و تمامی اهلش به امنیت ساکن می     باشند.»
علاوه بر این آیات، که به چگونگی تشکیل سپاهیان مهاجم و پایان خوش جنگ می     پردازد، برخی دیگر جنبه های دهشت بار نبرد را روشن می سازند:
«خداوند یهوه می گوید: در آن روز، یعنی در روزی که جوج به زمین اسرائیل برمی     آید، همانا حدّت خشم من به بینیم خواهد برآمد... هر آینه در آن روز تزلزل عظیمی     در زمین اسرائیل خواهد شد و ماهیان دریا و مرغان هوا و حیوانات صحرا و همه     حشراتی که بر زمین می خزند و همه مردمانی که روی جهانند و به حضور من خواهند     لرزید و کوه ها سرنگون خواهد شد و صخره ها خواهد افتاد و جمیع حصارهای زمین     منهدم خواهد گردید.»     (عهد عتیق، حزقیال نبی، باب 38، آیات 1820)
در کتاب زکریای نبی، به چگونگی کشته شدن جنگاوران مهاجم اشاره شده است:
«گوشت ایشان در حالتی که بر پای های خود ایستاده اند، کاهیده خواهد شد و    چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان کاهیده خواهد     شد.» (کتاب زکریا، باب 14، آیه 12)
شدت حادثه و تعداد کشتگان در این نبرد عظیم، چنان زیاد است که در مکاشفه یوحنا     از آن به عنوان ضیافت خداوند برای پرندگان یاد می شود:
«و دیدم فرشته ای را در آفتاب ایستاده که به آواز بلند تمامی مرغانی را که در     آسمان پرواز می کنند ندا کرده، می گوید: بیایید و به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم     شوید. تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبان     و سواران آن ها و گوشت همگان را چه آزاد، چه غلام و چه صغیر و چه کبیر.»     (مکاشفه یوحنا، باب 19: 1718)

این روایات عهد عتیق و انجیل، شباهت بسیاری با     واقعه و نبرد قرقیسیا در روایات شیعی دارد. برای مثال، از امام صادق علیه     السلام در همین زمینه نقل شده است:
«ان لله مائدة بقرقیسیا یطلع مطلع من الماء...»
«همانا برای خداوند در قرقیسیا سفره ای است که سروش آسمانی از آن خبر می دهد،     پس ندا می دهد ای پرندگان و ای درندگان زمین! برای سیر گشتن ازگوشت ستمکاران     شتاب کنید.» (محمدبن ابراهیم النعمانی، الغیبه، تهران بی نا، 1397 ه. ق، ج 64 ص     278)
امام باقر علیه السلام نیز ضمن تأکید بر شدت واقعه می فرمایند:
«همانا واقعه ای برای فرزندان عباس و مروانی در قرقیسیا روی خواهد داد که     نوجوان را پیر می کند و خداوند هرگونه یاری را از آنان دریغ داشته، به پرندگان     آسمان و درندگان زمین الهام می کند تا از گوشت ستمگران سیر شوند.» (النعمانی،     همان، ص 303، ح 12)
براساس تحلیل های معتقدان نبرد آخرالزمان، 32 جمعیت جهان طی وقایع و حوادث ظهور     از بین خواهند رفت. «خداوند می گوید: "در تمامی زمین دو حصه منقطع شده، خواهند     مُرد و حصه سوم در آن باقی خواهد ماند و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید     و ایشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفا ساختن طلا ایشان را     مصفا خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده، خواهم گفت:     ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت که یهوه خدای ما می باشد."( زکریا، باب     13: 89)
این نگاه نیز با روایات اسلامی مطابقت دارد؛ چرا که از امیرمؤمنان علیه السلام   در این باره نقل شده است:
«لا یخرج المهدی حتی یقتل ثلث و یموت ثلث و یبقی ثلث.»
مهدی زمانی خروج خواهد نمود که31 کشته می شوند، 31 می میرند و31 باقی می مانند.     (میزان الحکمه، ج 1، ص 185 به نقل از کنزالعمال)

مجموع این روایات توراتی و انجیلی، دستاویزی     قابل اعتنا به دست هزاره گرایان مسیحی و پیروان تندرو مشیت الهی داده است. البته، لازم به یادآوری است که پیروان این نظریه حتی به متحدان یهودی خود نیز     رحم نمی کنند و ضمن آن که معتقدند میلیون ها نفر از یهودیان در این جنگ کشته می شوند. آینده عده باقی مانده را نیز چنین ترسیم می کنند:
«پس از نبردهای مجدون، تنها صد و چهل و چهار هزار نفر یهودی زنده خواهند ماند؛     و همه آنان اعم از مرد، زن و کودک، در برابر مسیح سجده خواهند کرد و به عنوان     مسیحیان نوآیین، خود به تبلیغ کلام مسیح خواهند پرداخت.» (تدارک جنگ بزرگ، ص     54)
با وجود اصرار معتقدان به نبرد آخرالزمان بر واژه های مجدون، این کلمه تنها یک     بار در انجیل مطرح شده است.( مکاشفه یوحنا، باب 16: 16)
با این حال، این تفسیر جنگ طلبانه در جوامع مسیحی به شدت بازتاب یافته است، به     گونه ای که در سال 1985 م. این گونه تفسیرها، که در قالب برنامه های تلویزیونی     ارائه می شد، تنها در امریکا حدود شصت میلیون مخاطب را به خود جذب نموده بود.     همچنین فروش کتاب، «مرحوم سیاره بزرگ زمین» که در همین رابطه نوشته شده بود، به     مرز هجده میلیون نسخه رسید و در سراسر دهه هفتاد پرفروش ترین کتاب پس از انجیل     به شمار می رفت. (تدارک جنگ بزرگ، ص 19)
هم اکنون امریکاییان به بیش از هزار و چهارصد ایستگاه رادیویی، که برنامه های     مذهبی پخش می کنند، گوش فرا می دهند (زندگی در عیش، مردن درخوشی، نیل پستمن،   ترجمه دکتر صادق طباطبایی، فصل هفتم، ص 219) و هشتاد هزار کشیش بنیادگرای     پروتستان روزانه از چهارصد ایستگاه رادیویی به تبلیغ مرام و مکتب خویش می     پردازند. اکثریت آن ها را هواخواهان مشیت الهی (نبرد پیروزمند مسیحیان در     آخرالزمان) تشکیل می دهند. (تدارک جنگ بزرگ، پیشین، ص 26)
این مبلغان جنگ، که بیش تر درباره حمایت خداوند از مسیحیان و عظمت و آینده  درخشان ایشان سخن می گویند، با استفاده از شبکه های تلویزیونی خویش هم اکنون     حدود شصت کشور را تحت پوشش برنامه های خود قرار داده اند.

لازم به یادآوری است که یکی از ایستگاه های     تلویزیونی مروج این نوع دیدگاه در جنوب لبنان حضور فعال دارد. یکی دیگر از     فعالیت های درخور توجه این گروه تربیت یک صد هزار کشیش متعصب و مدافع مسیحیت   جنگ طلب است، که عمده فعالیت خود را در امریکا متمرکز نموده اند. سینما و به   تازگی بازی های رایانه ای هم دیگر عرصه های فعالیت این گروه در سال های اخیر به  شمار می روند. جالب است بدانیم مفسران و نظریه پردازان این نظریه تا پیش از     فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی واژگانی همچون روش، ماشک، توبال، فارس، جومر و  توجرمه را، که به زعم اینان حریفان اصلی نبرد مجدون را تشکیل می دهند، به ترتیب بر روسیه، مسکو، توبولسک (یکی از شهرهای شوروی سابق)، ایران، شمال افریقا یا    کشورهای اروپای شرقی و قزاق های جنوب روسیه تطبیق می کردند.( تدارک جنگ بزرگ،     پیشین، ص 26)

این گروه نسبتا قدرتمند علاوه بر آن که، روابط خویش را با اسرائیل مستحکم می    سازند و تشکیل رژیم صهیونیستی را مقدمه ظهور مسیح ارزیابی می کنند، در عین حال     با توجه به اعتقادات خویش، با جریان صلح یا سازش خاورمیانه مخالفت می کنند.
جری فال ول، که یکی از کشیشان معروف و از رهبران این گروه های افراطی است،     درباره روند صلح خاورمیانه و پیمان کمپ دیوید می گوید:
«به رغم انتظارهای خوش بینانه و دور از واقع بینی دولت ما، این قرارداد پیمان  پایداری نخواهد بود. ما از صمیم قلب برای صلح در اورشلیم دعا می کنیم، ما به     یقین بالاترین احترام ها را برای نخست وزیر اسرائیل و ریاست جمهوری مصر قایل     هستیم... اما شما و ما می دانیم تا روزی که خداوندگار ما عیسی بر روی تخت داوود     در اورشلیم (قدس) جلوس نکنند، صلحی در خاورمیانه برقرار نخواهد شد.» (تدارک جنگ     بزرگ، پیشین، ص 59)
متأسفانه باید اظهار داشت این دیدگاه افراطی تنها به پژوهشگران راست مسیحی و  برخی کشیشان محدود نمی شود، بلکه رسوبات این طرز تلقی در یکی از مهم ترین    نظریات سیاسی راهبردی، یعنی نظریه جنگ تمدن ها و در پیوند با اهداف درازمدت   قدرت های بزرگ به خوبی قابل مشاهده است. نظریه جنگ تمدن ها، که استخوان بندی   سیاست خارجی و دفاعی امریکا را شکل داده است، در رابطه با آینده جوامع بشری به     ویژه دو تمدن اسلام و غرب، نگاهی نزدیک به مشیت طلبان مسیحی داشته و ابراز می     دارد: «تقابل اصلی جوامع بشری برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است.»

* سخن آخر

با جمع بندی آنچه گذشت، می توان این حقیقت را  دریافت که در صحنه انتظار موعود رقبایی سرسخت و پرکار حضور دارند؛ اندیشه هایی     که با ارائه تفاسیر خویش در تلاش هستند تا موجودیت سایر نگرش ها را به خطر     اندازند. این مسأله زمانی جدی تلقی می شود که بدانیم هویت شیعه پیوندی حیاتی با     اندیشه انتظار داشته و در ارتباط با این مفهوم قوام می یابد. ازاین رو، می توان     با اطمینان اظهار داشت که بار گران تبیین اندیشه مهدویت بیش از هرجا بر دوش     شیعه دوازده امامی سنگینی می کند.
حال، اگر این واقعیت را با وقوع انقلاب اسلامی و داعیه داری زمینه سازی ظهور    حضرت حجت (عج) ملاحظه نماییم، عمق مسأله بیش از پیش آشکار خواهد شد. بی گمان فرا رسیدن هزاره سوم فرصتی کم نظیر و طلایی را فراروی مبلغان واقعی منجی  آخرالزمان قرار داده است. استفاده هدفدار و روشمند از این موقعیت ممتاز با توجه  به غنا وگیرایی اندیشه انتظار در شیعه، می تواند راه را بر اندیشه های رقیب     بسته یا دست کم آنان را بی رقیب رها نکند. در برابر بی توجهی به فرصت های پیش    آمده راه نفوذ و هجوم دیگری را برای دشمنان فراهم خواهد ساخت؛ دشمنانی که با  اندیشه انتظار نیز برخوردی ابزاری خواهند داشت.




طبقه بندی: بازی، 
برچسب ها: بازی،  

  • شهر قشنگ
  • گوف
  • ضایعات