تبلیغات
رستاخیز بازی ها - اهداف هالیوود
تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1391 | 06:50 بعد از ظهر | نویسنده : یگان سابری اباعبدالله
در فیلم های هالیوود تکنیک تبلیغاتی ” دروغ بزرگ ” و تکرار دروغ پردازی است و موید این موضوع تکرار فیلم های با موضوع و محتوای مسلمانان تروریست است. تکنیک دروغ بزرگ را آدلف هیتلر به شکلی کاملا موفق به کار برد. این ایده بدین صورت است که شما دروغ مشابه را –با وجود بحث ها و شواهدی که علیه آن مطرح میشود – بارها و بارها تکرار کنید. تا

مقدمه :

جذاب ترین، کار آمد ترین و ماندگار ترین ابزار انتقال اطلاعات و ایجاد ارتباط ،ارتباط تصویری است. از این رو در عصر ارتباطات هر فرد یا هر حکومتی که قدرتمندتر باشد و رفتار دیگران را متناسب با خواسته های خود تغییر دهد،باید از دنیای تصویر و رسانه های تصویری بیشترین بهره برداری را نماید.

سینما در جایگاه یک رسانه همگانی و پدیده ای مدرن، نقش بسزایی در ایجاد شیوه های جدید برای ادارک و نگرش هستی دارد. امروزه جهان غرب و به ویژه آمریکا به اهمیت و قدرت تکنیک تصویری به ویژه سینمایی پی برده اند و از این طریق کوشش می کنند مفاهیم مورد نظر خود را در ذهن مخاطبان نهادینه کنند.


نچه در این نوشتار بدان اشاره خواهد شد مروری بر خصومت بیش از صد ساله آمریکا با استفاده از ابزار سینمای هالیوود نسبت به اسلام است که همواره در صدد تخریب چهره مسلمانان جهان بر آمده است.

د.سینمای هالیوود به عنوان نظام و دستگاه رسانه ای برای تبلیغ شیوه زندگی ونگرش آمریکایی،با توجه به تاثیر در فرهنگ سازی و تغییر مبانی فکری و اعتقادی،قدرت و جذابیت بالایی دار هالیوود افزون بر آن که صنعتی کاپیتالیستی و متکی بر سود دهی است، حامی و راوی سیاست های قوای حاکمه در آمریکاست و در بازارهای داخلی و خارجی ذائقه مخاطبان را به مصرف فرآورده مشخص و معینی هدایت می نماید. از این رو سینمای هالیوود، به ابزار مهم رسانه ای در جهت تحقق اهداف آمریکا در قبولاندن ارزش ها و باورهای مطلوب خود به عنوان گفتمان حاکم ونابودی اعتقادات و باورهای دیگر کشورها به ویژه اسلام در برابر غرب مبدل شده است.

به طور کلی از آغاز پیدایش سینمای هالیوود، نگاهی همراه با تحقیر به شرق در آثاراین سینما وجود داشته و سعی شده است با تصویر کشیدن مشرق زمین به عنوان فضای بدوی، جنس جوامع شرقی با مانوسات مردم غرب، متفاوت نشان داده شود و انسان شرقی به شخص غریبه از نظر مخاطبان غربی تبدیل گردد. لذا از نخستین سال های تولید فیلم در هالیوود ، جامعه شرقی تمسخر و به اسلام به عنوان دینی که در مشرق زمین رایج است هجمه و به تدریج این نگاه، ایدئولوژیک تر و پررنگ تر شده است. همچنین با توجه به این که صنعت سینمای هالیوود در انحصار بزرگان یهود است، لذا بر موضوعات مختلفی درباره مفاهیم و باورهای دینی و مسلمانان تمرکز کرده و به ترویج خرافاتی در این زمینه پرداخته است. سوء استفاده از برخی از فرازهای تحریف شده کتاب تورات و ترویج این خرافات ازطریق تهیه فیلم های سینمایی همواره مورد توجه بوده و به همین دلیل حجم گستردهای از فیلم های ظاهرا دینی (ولی در باطن خرافی ) در تاریخ سینمای جهان خلق شده است.

در فیلم های هالیوود، شیطان مفهومی اهریمنی است که با قدرتی مخوف در برابر اراده پروردگار می ایستد و با کمک پیروانش نسل آدمی را در معرض نابودی قرار می دهد. در این گروه از آثار سینمایی هالیوود، انسان موجود بی پناهی است که در چنگال شیطان اسیر شده و پروردگار هیچ کمکی به او نمی نماید. در این مهلکه، اراده خود او یا انسان های دیگر تنها سرمایه ای است که می تواند به آن امیدوار باشد. این باور خرافی تا کنون دستمایه آثار سینمایی متعددی قرار گرفته است که فیلم هایی نظیر “جن گیر” ، “طالع نحس″ ، :پایان روزگار ” و “وکیل مدافع شیطان” از ان جمله آند.

همچنین خرافه ی “افسانه آخرالزمان” در فیلم های هالیوود نظیر “نوستراداموس ” ، آرماگدون” و روز استقلال وجود دارد. بر اساس این فیلم ها، فاجعه ای عظیم. حیات بشری را تهدید خواهد کرد و آخرین نبرد خیر و شر در جغرافیای خاصی از زمین به وقوع خواهد پیوست. وسعت فاجعه آنقدر است که انسان ها از مقابله با آن ناتوانند و ناامیدانه به هوشمندترین و شجاع ترین نژاد بشری یعنی آمریکایی ها پی میبرند آن دسته از فیلم های هالیوودی که چنین خرافه ای را پرورش داده اند، با پرداختن به موضوع آخرالزمان و ترسیم مغرضانه ازپیروان شیطان ، کشورهای مشرق زمین و اسلامی را به عنوان دشمن معرفی می کنند یعنی شیطان از کشورهای اسلامی برمی خیزد و نیمه غربی عالم را مورد تاخت و تاز قرار می دهد.

همچنین با ساخت ده ها فیلم سینمایی و ویدئویی با موضوعاتی چون آرماگدون، ظهور مسیح به عنوان منجی موعود آخرالزمان وحوادث و رویدادهای آن در قالب برنامه های نمایشی و مستند ساخته و پخش شده است که اهداف هالیوود از ساخت چنین مجموعه هایی، مقابله با آموزه های آخرالزمانی اسلام و بدنام کردن موعود مسلمانان است. در این زمینه می توان به فیلم هایی نظیر “درو کردن ” ، “کیفرهای گناه ” ، ” جانور ” و” غیرمقدس ” اشاره کرد که همگی درباره وضع آخرالزمان، ناجی یا موجودات شریری هستند که می خواهند جهان را تسخیر و انسان ها را نابود کنند.

همچنین در بسیاری از فیلم های هالیوود همواره از عرب ها در حالی که تنها پانزده درصد از مسلمانان جهان عرب هستند – به عنوان نماینده جامعه اسلام یاد شده است – از این رو هالیوود با ساخت فیلم های ضد اسلام و در نهایت ضد عرب، همچون”پولادین ” ،”اسب سیاه ” ، ” پرو تکل” ، “دلتا فورس ” ، ” ارنست در ارتش ” ، شیخ ” ، و قواعد حمله ” نشان داده است که مسلمانان عرب با تکیه بر فرهنگ ابتدایی خود از هر آن چه بوی تمدن امروزین می دهد بیزارند و در توحش به مبارزه با تمدن و آزادی غرب می پردازند.

با نمایش این فیلم ها، تصویر مسلمانان بادیه نشین که همواره بر شتر و یا اسب سوارند و در چادرهای کهنه به باده گساری و هتک حرمت زنان به ویژه زنان غربی می پردازند و برای اهداف جاه طلبانه خود ، جان کودکان و زنان جوان عرب و مسلمانان را به خطر می اندازند. این گونه فیلم ها چنان در ذهن مخاطبان هالیوود نفوذ کرده بود که پس از بمب گذاری ۱۹آوریل ۱۹۹۵ در ساختمان فدرال اکلاهما، هر چند هیچ گونه شاهدی مبنی بر نقش مسلمانان در این انفجار وجود نداشت، اما بر اساس گزارش های منتشر شده بیش از سیصد اقدام مجرمانه بر ضد مسلمانان صورت پذیرفت.

در سایر تصاویرارائه شده در فیلم های هالیوود از مسلمانان، آنان را جماعتی از انسان های خشن، جنگ طلب عصبی و یا به صورت خشک مقدسان بنیادگرا و افراطی معرفی می کند البته اخیرا مخاطبان هالیوود بیشتر به تماشای مسلمانانی می نشینند که تروریست معرفی شده اند. برای نمونه موضوع فیلم “خروج ” ، شرح حال مردی عرب را روایت می کند که یک دختر ۱۵ ساله یهودی را به قتل می رساند. فیلم ” به دنبال سایه غول محصول ۱۹۹۶ ” عرب ها را انسان هایی معرفی می کند که به هنگام شلیک به یک زن اسرائیلی و قتل وی خنده سر می دهد و شادی می کند. در فیلم ” شبکه ” محصول ۱۹۷۶ که چهار تندیس اسکار دریافت کرد، گوینده خبر عرب ها را افراط گرایان قدیمی یاد می کند که رفته رفته کنترل آمریکا را در دست می گیرند. در فیلم ” یکشنبه سیاه ” محصول ۱۹۷۷ عرب ها نقش ضدقهرمان و تروریست و اسرائیلی ها نقش قهرمان را بازی می کنند. فیلم ” دروغ های حقیقی ” محصول ۱۹۹۴ شرح حال ماموری است که باید از اقدامات تروریستی یک مرد عرب جلوگیری کند ، یا فیلم ” کرش ، تصادف ” محصول ۲۰۰۲ اساس آن به تصویر کشیدن عملیات استشهادی مسلمانان به عنوان عملیات تروریستی است. و یا سناریست فیلم ” سریانا ” محصول ۲۰۰۵ رابرت بیر است که بیست سال مامور سیا در کشورهای عربی بوده است. کارگردان و نویسنده این فیلم استفان کیگان است که به خاور میانه سفر واز هم نشینی با رهبران حزب ا…،فروشندگان اسلحه و شیخ های متمول، مصالح فیلم را فراهم کردند. این فیلم داستان های متفاوتی را به هم گره زده است و به تصویر می کشد که جاسوس آمریکایی درکشورهایی مانند ایران، لبنان و سوریه کار می کند و گروهی از حزب ا… که از ایران تغذیه می شوند، وی را به سختی شکنجه می کنند،یا کارشناس مسائل خاورمیانه تلویزیون سوئیس که بر اثر مرگ فرزندش در مهمانی امیر سوریه، با پسر ارشد امیر آشنا و پس از آن مشاور اقتصادی او می شود. در این فیلم از زبان کارشناس سوئیسی گفته می شودکه این جا زن ها پنج قدم عقب تر از مردها راه می روند یا از زبان نصیر- فرزند ارشد امیر سوریه – مطرح میشود که قرن هاست اعراب بدون قانون زندگی می کنند، در سرزمین عرب ها، زن ها حق رای ندارند و با آن ها مثل شهروندان درجه دو برخورد می شود.

مطلب قابل اهمیت در فیلم های هالیوود تکنیک تبلیغاتی ” دروغ بزرگ ” و تکرار دروغ پردازی است و موید این موضوع تکرار فیلم های با موضوع و محتوای مسلمانان تروریست است. تکنیک دروغ بزرگ را آدلف هیتلر به شکلی کاملا موفق به کار برد. این ایده بدین صورت است که شما دروغ مشابه را –با وجود بحث ها و شواهدی که علیه آن مطرح میشود – بارها و بارها تکرار کنید. تا زمانی که مردم آن را باور کنند، تکرار بسیار ضروری است.

لذا وقتی تصاویر وحشت آور برج تجارت جهانی در فیلم مرکز تجارت جهانی به نمایش گذاشته می شود و وحشت آن روز را بینندگان، در تمام دنیا دوباره لمس می کنند، بدون شک مخاطب غیر مسلمان و حتی مسلمان باور می کند که مسببان این حادثه غیرقابل بخشش اند و کمی بهتر که فکر می کند با القائات ساخته شده به خاطر می آورد که مسلمانان تروریست عاملان این حادثه بوده اند، از این رو تغییر نگرش و رفتار او نسبت به مسلماناان کاملا عادی و حق جلوه می کند.

در مجموع می توان گفت سینمای هالیوود به شیوه های زیردرصدداسلام ستیزی برآمده است :

-اهریمی نشان دادن تصویر مسلمانان

- تبلیغ عرفان های سکولار و بدون خدای شرقی که به نوعی انحراف از مسیر خدای واقعی است.

- تهاجم فرهنگی و مقابله با مسلمانان از طریق ترویج ارزش های مادی گرایانه مانند انحرافات جنسی، خشونت و جادوگری

- ترسیم تقابل اسلام با مظاهر مدرنیسم

- توجیه سیاست های استعماری و سلطه طلبانه آمریکا بر کشورهای مسلمان

- برتر جلوه دادن یهودیان و قوانین آن ها در همه عرصه ها و تحقیر اسلام و مسیحیت

- نادیده انگاشتن سابقه تمدنی و میراث جهان اسلام

- تبلیغ چهره های اهریمنی از مسلمانان و سست کردن آن ها در باورها،شعائر مذهبی و هویت اسلامی شان

- نادیده انگاشتن سابقه تمدنی و میراث جهان اسلام

- القای غلبه نهایی تمدن غرب و شکست متحوم مسلمانان

در این میان حتی نویسندگان آمریکایی نیزبر این مطلب صحنه می گذارد به گونه ای که ” راسل باکر ” نویسنده نشریه نیویورک در یادداشت خود می نویسد “هالیوود برای توهین به جامعه اسلام کاملا احساس آزادی می کند.”




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: هالیوود،  

  • شهر قشنگ
  • گوف
  • ضایعات