تبلیغات
رستاخیز بازی ها - تحلیل بازی Assassins creedقسمت پنجم
تاریخ : پنجشنبه 10 فروردین 1391 | 04:21 بعد از ظهر | نویسنده : یگان سابری اباعبدالله
ادامه داستان
مدتى‌ در دمشق‌ اقامت‌ گزید و پیش‌ از ترک‌ سرزمین های‌ اسلامى‌، اوقاتى‌ را در این‌ شهر گذراند. آن‌ زمان‌ سواحل‌ سوریه‌ در تصرف‌ صلیبیان‌ بود. ابن‌ جبیر از دمشق‌  به‌ عکا و صور رفت‌ و برای‌ بازگشت‌ به‌ سرزمین‌ خویش‌ مدتى‌ در عکا به‌ انتظارکشتى‌ نشست‌ و سرانجام‌ در 10 رجب‌ همان‌ سال‌ که‌ خود آن‌ را موافق‌ 18 اکتبر 1184م‌ نوشته‌ است‌، با یک‌ کشتى‌ جنوایى‌ که‌ متعلق‌ به‌ مسیحیان‌ بود، عازم‌     ایتالیا شد و پس‌ از سفری‌ دراز و دشوار در دریای‌ مدیترانه‌ که‌ به‌ شکسته‌  شدن‌ کشتى‌ در تنگة مسینا منجر گردید و خطرهای‌ فراوان‌ به‌ بار آورد، به‌  جزیرة سیسیل‌ گام‌ نهاد. وی‌ در تراپانى‌دوباره‌ به‌ کشتى‌ نشست‌ و در 15 محرم‌ 581ق‌ به‌ قرطاجنه‌ (کارتاژ) رسید و سرانجام‌ در 22 محرم‌ پس‌ از دو سال‌ و سه‌  ماه‌ به‌ دیار خود غرناطه‌ بازگشت‌ (ابن‌ جبیر، 284-320). چنین‌ به‌ نظر مى‌رسد که‌ دیدار از سرزمین های‌ شرقى‌ در او اثری‌ فراوان‌ بر جای‌ نهاد.
این‌ تأثیر را مى‌توان‌ در مطالب‌ کتاب‌ رحلة و قصیدة او در مدح‌     صلاح‌الدین‌ ایوبى‌ و توجه‌ خاص‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ مشاهده‌ کرد. (شاید این     موضوع دلیل کینه صلیبیان از او باشد) پس‌ از چند سال‌ هنگامى‌ که‌ خبر تصرف‌ بیت‌المقدس‌ از سوی‌ صلاح‌الدین‌ ایوبى‌     (583ق‌/1187م‌) به‌ ابن‌ جبیر رسید، سفر دوم‌ خود را آغاز کرد. این‌ سفر از     ربیع‌الاول‌ 585 ق‌ تا 13 شعبان‌ 587ق‌ به‌ درازا کشید (ابن‌ خطیب‌، 2/232). متأسفانه‌ جزئیات‌ این‌ سفر معلوم‌ و مشخص‌ نشده‌ است. سومین‌ سفر ابن‌ جبیر     پس‌ از مرگ‌ همسرش‌ عاتکه‌ ام‌ المجد، دختر ابوجعفر ورقشى‌ وزیر آغاز شد. در     تاریخ‌ آغاز این‌ سفر اختلاف‌ است‌. آنخل‌ گونزالس‌ پالنسیا زمان‌ آغاز این‌     سفر را 614 ق‌/1217م‌ نوشته‌ است‌. ابن‌ ابار تاریخ‌ سومین‌ سفر او را بعد از     601 ق‌/1204م‌ نوشته‌ و مدعى‌ شده‌ است‌ که‌ وی‌ مدتى‌ در مکه‌ و بیت‌المقدس‌     مجاور بود (2/599). ابن‌ خطیب‌ بى‌آنکه‌ به‌ تاریخ‌ آغاز سفر سوم‌ ابن‌ جبیر     اشاره‌ کند، یادآور شده‌ است‌ که‌ وی‌ مدتى‌ دراز در مکه‌ و بیت‌المقدس‌ مجاور     بوده‌ است‌ (2/232) . متأسفانه‌ آگاهى‌ دربارة آخرین‌ سال های‌ زندگى‌ ابن‌     جبیر بسیار اندک‌ است‌. سرانجام‌ ابن‌جبیر در اسکندریه‌ مصر درگذشت‌ و در همان‌     شهر در محلى‌ که‌ به‌ نام‌ «"کوم‌ عمرو بن‌ العاص‌" معروف‌ است‌، به‌ خاک‌     سپرده‌ شد (منذری‌، 2/407). ماجرای‌ نخستین‌ سفر ابن‌ جبیر به‌ صورت‌ یادداشتهای‌ روزانه‌ نوشته‌ شده‌     است‌. یادداشتهای‌ مزبور پس‌ از بازگشت‌ او به‌ غرناطه‌ در 581ق‌ به‌ صورت‌  کتابى‌ جداگانه‌ تدوین‌ یافت‌. معلوم‌ نیست‌ عنوان‌ دقیق‌ کتاب‌ او چه‌ بوده‌     است‌. بنابه‌ نوشتة کراچکوفسکى‌ ظاهراً هر دو عنوان‌ مغلق‌ این‌ سفرنامه‌ یعنى‌   کتاب‌ "الاعتبار الناسک‌ فى‌ ذکر الا"¸"ثار الکریمة" و" المناسک‌ و تذغیر مجاز می باشد     بالاخبار عن‌ اتفاقات‌ الاسفار" ساختگى‌ هستند و مى‌توان‌ چنین‌ پنداشت‌ که‌   عنوان‌ اصلى‌ کتاب‌ "رحلة الکنانى"‌ بوده‌ که‌ نشانه‌ای‌ از وابستگى‌ قبیله‌ای‌  ابن‌جبیر است‌. رحلة الکنانى‌ از نظر محتوا و بیان‌ ویژگی های‌ زمان‌ حیات‌ ابن‌ جبیر در خور     توجه‌ بسیار است‌. این‌ کتاب‌ مطالب‌ بسیار ارزنده‌ای‌ دربارة مکه‌، مدینه‌،     عراق‌، مصر و سوریه‌ به‌ ویژه‌ در نخستین‌ دورة جنگهای‌ صلیبى‌ و نهضت‌ اسلامى‌     تحت‌ زعامت‌ "نورالدین‌ زنگى"‌ و صلاح‌الدین‌ ایوبى‌ ارائه‌ کرده‌ است‌. کتاب‌ شامل‌ مطالبى‌ دربارة شگفتی های‌ سرزمین ها، آثار هنری‌، اوضاع‌ سیاسى‌،     اجتماعى‌، اخلاقى‌ و وصف‌ مساجد، مناسک‌ حج‌، مجالس‌ وعظ، معابد، دژها،     کنیسه‌ها، درمانگاه ها و بیمارستان هاست‌. در این‌ کتاب‌ نزدیکی هایى‌ با     نوشته‌های‌ "اسامة بن‌ منقذ" (ه م‌) مى‌توان‌ یافت‌، اما شیوة نگارش‌ و برخورد     این‌ دو مؤلف‌ با مسایل‌ متفاوت‌ است‌. محققان‌ برای‌ تصویری‌ که‌ ابن‌ جبیر از     زندگى‌ مسلمانان‌ ساکن‌ جزیرة سیسیل‌ ارائه‌ کرده‌ است‌، اهمیت‌ فراوان‌ قائل‌     شده‌اند. وی‌ شیوة زندگى‌ مادی‌ و معنوی‌ مسلمانان‌ شهرهای‌ مسینا و تراپانى‌     را مورد مطالعه‌ و بررسى‌ قرار داده‌ و نه‌ تنها تصویر آثار قرون‌ وسطایى‌،     بلکه‌ زندگى‌ فرمانروایان‌ و کاخ های‌ آنان‌ از جمله‌ "القصر الابیض" را به‌     شرح‌ آورده‌ است. ولى‌ مؤلفان‌ آثار لاتینى‌ که‌ همزمان‌ با ابن‌ جبیر     مى‌زیستند، نتوانستند چنین‌ دقت‌ نظری‌ ابراز دارند. تصویری‌ ابن‌ جبیر از     سوریه‌ ارائه‌ کرده‌، توجه‌ تنى‌ چند از جهانگردان‌ و سفرنامه‌ نویسان‌ بزرگ‌     را به‌ خود معطوف‌ داشته‌ است‌. ابن‌ جبیر چند سال‌ پس‌ از "على‌ حراوی"‌     جهانگرد عرب‌ به‌ سوریه‌ رفته‌، ولى‌ تصویری‌ که‌ وی‌ از این‌ سرزمین‌ به‌     ویژه‌ دمشق‌ به‌ دست‌ داده‌ در خور توجه‌ بیشتری‌ است‌ ابن‌ بطوطه‌ ضمن‌ ارائه‌     شرحى‌ دربارة دمشق‌ از نوشتة ابن‌ جبیر یاد کرده‌ و چنین‌ آورده‌ است‌: "دمشق‌ بهترین‌ و زیباترین‌ شهرهای‌ جهان‌ است‌ که‌ ادای‌ حق‌ آن‌ از قدرت‌  وصف‌ و بیان‌ بیرون‌ است‌ و در این‌ باره‌ سخن‌ بهتر از ابن‌ جبیر نمى‌توان‌     آورد" 3- رابرت دی سابله (Robert de Sablé)- در بازی او به عنوان رهبر تمپلرها در اورشلیم معرفی می شود. ظاهرا دی سابله کسی است که     موفق به کشف شیء باستانی در معبد سلیمان شده است. در طول بازی الطیر او را به     عنوان اولین هدف خود برای ترور انتخاب می کند، اما در انجام ماموریت ناکام می     ماند و شکست می خورد. در بخش بعدی زندگی الطیر (زمانی که دزموند کنترل ذهن او     را به دست می گیرد) او موفق به کشتن دی سابله می شود. پس از کشتن او ، رابرت در     آخرین کلمات خود بیان می کند که او و المعلم هردو جز گروه Knights Templar     هستند و المعلم او را گول زده است و از او برای کشتن دیگر اعضای گروه و بدست     آوردن "قطعه عدن" استفاده کرده است. تاریخ چه می گوید؟ "رابرت دی سابله چهارم"، رهبر قبرس و بخشی از شمال آفریقا امروزی در سال های     ۱۱۹۱  تا ۱۱۹۳ بوده است. او یکی از مصببین شروع جنگ های صلیبی و یکی از  اعضای     گروه سربازان مخلص مسیح و شوالیه های سولومون بوده است (سولومون مترادف سلیمان     است). او در سومین جنگ صلیبی به محاصره شهر آکره (Acre) پرداخت و باعث سقوط این شهر     شد. در آگوست سال 1191، او موفق شد با کمک سربازانش تعداد زیادی از قلعه هایی   را که در ساحل فلسطین از دست داده بودند بازپس گیرد و جانی تازه در کالبد     صلیبیان بدمد. اما در همان زمان اتفاق دیگری رخ داد، با ظهور صلاح الدین ایوبی،     نبرد شدیدی بین صلیبیان و مسلمانان درگرفت و گروه شوالیه های معبد با شکست سختی     روبرو شدند و برای چندمین بار مجبور به عقب نشینی از شهرهای تحت سلطه خود شدند.     در طول این درگیری ها تعداد زیادی از شوالیه های برجسته کشته شدند و مقام و   اعتبار دی سابله به شدت به خطر افتاد. (دلیلی موجه برای حذف دی سابله و جلوگیری از شروع جنگی که باعث کشته شدن تعداد     زیادی از شوالیه های به نام شده است).   4- الطیر ابن لا احد: طبق مدارک و شواهد موجود در بازی، او یکی از بهترین و ورزیده ترین شاگردان     المعلم است و یک قاتل (Assassin) حرفه ای به شمار می رود. الطیر تنها فرد مورد     اطمینان المعلم محسوب می شود، به همین دلیل برای انجام ماموریتی بزرگ و سرنوشت   ساز از سوی او برگزیده می شود. او ماموریت می یابد تا 9 تن از سران مسلمان و   مسیحی را که عاملان اصلی وقوع جنگ های صلیبی شناخته می شوند از بین ببرد. الطیر     به ماموریت فرستاده می شود، اما در اثر سهل انگاری موفق به انجام ماموریت نمی   شود و شکست می خورد. از همین مقطع به بعد است که دستگاه اختراعی شرکت آبسترگو در آینده، به کمک     الطیر می آید و با استفاده از قدرت کنترل ذهنی دزموند (که این دستگاه موجبات آن     را فراهم کرده است) سرانجام الطیر موفق به انجام ماموریت هایش می شود و هر 9     نفر را از بین می برد. نکتاتی چند درمورد الطیر با کمی تحقیق و بررسی در تاریخ اسماعیلیه و جنگ های صلیبی درخواهیم یافت که     چنین شخصیتی به هیچ وجه وجهه تاریخی نداشته و به طور کامل ساخته و پرداخته ذهن     نویسنده بازی است. اما با این حال شخصیت الطیر از چند منظر قابل بررسی و تحلیل است: نام خانوادگی الطیر نکته ای که درمورد نام این شخصیت قابل توجه است، نحوه به کارگیری ادبیات عربی    در نامگذاری است. به طور معمول در نامگذاری عربی، کلمه "ابن" (به معنای پسر) به منظور نسبت دادن نام فرد به نام پدر او به کار می رود و نامی که پس از کلمه ابن   نوشته می شود حتما باید اسم خاص باشد. اما در نامگذاری این شخصیت به جای نام   پدر، از کلمه "لا احد" استفاده شده که معنی خاصی ندارد. اینطور به نظر می رسد  که نام صحیح این کاراکتر "الطیر ابن الاحد" بوده که در اثر یک اشتباه نوشتاری   به "لا احد" تبدیل شده است. کیش و مذهب الطیر از آنجایی که الطیر در بازی عضوی از فرقه قاتلین معرفی می شود و این فرقه  در واقع شاخه ای از مسلمانان- اسماعیلی (نزاری) - شناخته می شوند، اینطور برداشت می شود که او نیز به مذهب نزاری گرایش داشته باشد. اما نکته مهمی در اینجا وجود  دارد که باید توجه خاصی به آن نمود: با توجه به شواهد و مدارک تاریخی موجود، در دوره سوم جنگ های صلیبی (مقطع  تاریخی مورد نظر در روایت بازی)، در بین فرقه اسماعیلیه قیامت اعلام می شود و  انجام فرایض دینی از عهده اعضای این فرقه ساقط می شود: " چون حسن به ریاست قلعه رسید، شریعت را ابطال و اعلام قیامت نموده و ادعا کرد که از امام مستور نایبی نزد او آمده که امام درِ رحمت بر بندگان گشوده و تکالیف شرعی را برداشته و ایشان را به قیامت رسانده است، پس نماز عید گذارده افطار کرد  و به سرور و شادی پرداخته گفت: امروز عید قیامت است. به دنبال این اقدام او  رسوم شریعت و قواعد اسلامی فسخ و الحاد در "رودبار" و "قهستان" بنا نهاد. از آن  پس اسماعیلیان به ملاحده موسوم شدند." " راشدالدین سنان (المعلم در بازی) پس از همراهی با «الموت» در اعلان قیامت و  استقرار در شام، شروع به تحکیم مواضع و موقعیت نزاریان کرد و قلاع اسماعیلیه را بازسازی نموده و بر تعداد آن ها افزود و بر حفظ کیان نزاری در شام در مقابله با  دشمنان سه گانه صلیبی، ایوبی و زنگی تدبیر جدید اندیشید ." با توجه به مسایل ذکر شده در بالا، می توان اینطور نتیجه گرفت که الطیر و سایر    اعضای فرقه قاتلین که در بازی به تصویر کشیده شده اند، در آن مقطع با پذیرش  قیامت به جمع ملحدین پیوسته اند و دیگر نمی توان آن ها را مسلمان و شیعه نامید.   به همین دلیل، فرضیه شیعه بودن این افراد در بازی، به طور کامل باطل و فاقد     هرگونه اعتبار است. در همین راستا شرکت یوبی سافت هم در کنفرانس مطبوعاتی خود درمورد مذهب الطیر  اینطور اعلام کرد که "الطیر هیچ دین و مذهبی ندارد" زندگی شخصی الطیر طبق روایت داستان بازی، دزموند مایلز از نسل الطیر است. پس می توان طبق این    ادعا، الطیر حتما باید ازدواج کرده باشد. اما با نگاهی به تاریخ متوجه خواهیم   شد که قاتلین (Assassin)، به هیچ وجه ازدواج نمی کردند. در دوره حسن صباح رسم    بر این بود که داوطلبان پیسوتن به این گروه ویژه (فدائیان) مقطوع النسل می شدند   تا بدین وسیله از هرگونه وسوسه و وابستگی فردی و شخصی رهایی یابند. آن ها حتی     با پخش کردن شایعه خبر مرگشان در شهر و محل زندگی خود، کاری می کردند که افراد     خانواده آن ها را مرده بپندارند و به این تریتیب این وابستگی هم به طور کامل از     بین برود. همچنین در تاریخ آمده است که در زمان حکومت حسن دوم، وی مقطوع النسل کردن اعضای     فدائی فرقه را ممنوع اعلام کرد اما ازدواج را هم برای آن ها ممنوع کرد. حسن دوم مقطوع النسل کردن انسان ها را کاری وحشیانه و به دور از انسانیت می دانست، اما  همچنان به برخی اصول قدیمی مانند عدم وابستگی عاطفی فدائیان به همسر و خانواده     تاکید داشت. با این اوصاف، این سوال مطرح می شود که چگونه الطیر که عضوی برجسته  و وفادار در این فرقه محسوب می شده، ازدواج کرده و فرزند دارد؟ به نظر می رسد  که سازندگان بازی فقط به منظور ایجاد خط داستانی مورد نظر و دستیابی به برخی از اهداف خود دست به چنین تحریفی زده باشند و در واقعیت فدائیان، چه در زمان حسن صباح و چه در زمان حسن دوم و حکمای پس از     او، همگی مجرد بوده اند و فرزندی از آن ها باقی نمانده است. پدر و مادر الطیر شرکت یوبی سافت در مصاحبه مطبوعاتی خود اعلام کرد که: "الطیر از پدری مسلمان و مادری مسیحی متولد شده است" با توجه که این گروه (اسماعیلی) شعبه ای از شیعه به شمار می آمدند، به همین     دلیل باید دید که نظر فقها درمورد ازدواج مسلمان (شیعه) و مسیحی چیست: طبق نظر مذهب شیعه، ازدواج زن مسلمان با کافر حرام است و فرق نمی کند کافر اهل     کتاب باشد مثل مسیحی و یهودی، یا اهل کتاب نباشد، و نیز ازدواج مرد مسلمان به طور مطلق با زن کافر غیر کتابی به اتفاق همه مسلمین حرام می باشد. اما در مورد ازدواج مرد مسلمان با زن های اهل کتاب، علماء شیعه و مراجع تقلید  قائل به جواز ازدواج موقّت با آنان می باشند.[1] و در ازدواج دائم با آنان اقوال مختلف است: برخی از علماء و مراجع تقلید عصر حاضر از جمله: مرحوم امام خمینی، آیت الله اراکی، آیت الله بهجت و آیت الله فاضل لنکرانی (رحمهم الله علیه)، عقد دائم با  آنان را جایز نمی دانند.[2] آیت الله سیستانی عقد دائم با زن اهل کتاب را بنابر احتیاط لازم جایز نمی   داند.[3] آیت الله خویی و آیت الله تبریزی ترک ازدواج با زن مسیحی و یهودی را حتیاط     مستحب می دانند.[4] آیت الله گلپایگانی (رحمة الله علیه) و آیت الله صافی گلپایگانی جواز ازدواج     دائم با آنان را خالی از قوّت ندانسته ولی در صورت تمکّن از ازدواج با زن مسلمان، ازدواج با آنان بر طبق فتوای آنها کراهت شدیده دارد.[5] اما اهل سنت ازدواج دائم با زنان اهل کتاب را حلال می دانند.[6] بنابراین روشن شد که در اسلام ازدواج زن مسلمان با کافر به طور مطلق حرام است،    و نیز ازدواج مرد مسلمان با زن غیر اهل کتاب مطلقا جایز نمی باشد اما با زن اهل     کتاب اقوال مختلف بوده که بیان گردید. با توجه به اینکه پدر الطیر مسلمان و مادرش مسیحی بوده و با توجه به فتاوی ذکر شده در بالا، تحت شرایطی (ازدواج موقت) می توان این ازدواج را درست شمرد. ---------------------------- [1] . رجوع شود به باب نکاح، رساله های عملیه، و کتاب های فقهی مراجع تقلید و     فقها فریقین. [2] . رساله های عملیه، باب النکاح، و جواهر الفقه، قم، جامعه مدرسین، اول،     1411 ق، ص176. [3] . توضیح المسائل، ص 501، مسئلة 2406. [4] . رساله های عملیه، باب نکاح. [5] . رساله های عملیه، باب نکاح. [6] . ابن حزم اندلسی، المحلّی، بیروت، دارالفکر، ج9، ص448، و الشروانی و     العبادی، حواشی شروانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج7، ص321.   5- ریچارد شیردل (Richard the Lionheart) ریچارد اول ملقب به ریچارد شیردل (Richard The lion heart)، پادشاه انگلستان     (از ۶ ژوئیه ۱۱۸۹ تا ۶ آوریل ۱۱۹۹)، پسر و جانشین هنری دوم و الینور اهل آکیتن     بود. او با وجود شجاعت و دلاوری بسیار در میدان نبرد برای تقویت حکومتش در انگلستان  هیچ کاری نکرد و در طول پادشاهی ۱۰ ساله‌اش کمتر از شش ماه را در انگلستان سپری   کرد و در طول زندگی خود با ناکامی‌های فراوانی روبرو گشت. ریچارد در سومین جنگ صلیبی شرکتی مؤثر داشت و یکی از سرداران صلیبیون برعلیه صلاح‌الدین ایوبی بود که به شکست انجامید و خزانه به جا مانده از هنری دوم را     به کلی تهی کرد . بعدا در هنگام بازگشت به وطن در آلمان اسیر لئوپولد پنجم٬ دوک     اتریش گردید، و برای آزادیش بیش از دو برابر درآمد سالانه خزانه‌داری انگلستان     درخواست شد. پس از آزادی به جنگی پرهزینه علیه پادشاه فرانسه فیلیپ دوم معروف به فیلیپ  اوگوست (ستایش شده) دست زد که حاصلی در پی نداشت. سرانجام این پادشاه ولخرج و  ماجراجو در جریان محاصره قلعه‌ای در فرانسه در اثر اصابت تیری زهرآلود کشته شد. افسانه رابین‌هود و راهزنان جنگل شروود در زمان یکی از سفرهای ریچارد اتفاق    می‌افتد که حکومت در اختیار برادر ریچارد یعنی جان ملقب به بی‌زمین بوده است. 6- صلاح الدین ایوبی (Salah al-Din) صلاح الدین در تکریت به دنیا آمد، جایی که حالا مرکز استان صلاح الدین است و    گاهی هم برای ما یادآور دیگر متولد این شهر، صدام. سال تولدش 1137 بود و اسمش  یوسف. اسم پدرش ایوب بود که بعدها شهرت او و خاندانش شد. اصالتش از آذربایجان   ایران و کرد بود. عمویش شیرکوه، از سرداران معروف عباسی است. صلاح الدین ابتدا در سپاه نورالدین زنگی سربازی ساده بود، ولی شجاعت او در جنگ    صلیبی دوم، او را به مقام سرداری رساند. نورالدین به او حکومت مصر را داد. بعد   از درگذشت نورالدین در 1174 صلاح الدین به دمشق، مرکز حکومت او آمد و با کنار  زدن رقبا، حکومت خودش را تشکیل داد. پادشاهی ایوبیان، مصر و سوریه و فلسطین و  تمام شاخ آفریقا را شامل می شد. در نبرد حِطین که در نزدیکی طرابلس امروزی واقع شد، صلاح الدین با صف آرایی مناسبش تمام چاه های آب منطقه را از صلیبی ها گرفت و با چند ترفند سادة دیگر،     در یک روز شش هزار شوالیه را کشت و والی اورشلیم را به اسارت گرفت. می گویند   پاپ اوربن سوم از شنیدن خبر این جنگ سکته کرد و مرد. شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، به دستور صلاح الدین کشته شد. او از حرف های    سهروردی چندان چیزی نمی فهمید و نمی خواست او را بکشد، اما علمای دربارش بر این     کار اصرار داشتند. سپاهیان صلاح الدین و ریچارد شیردل، شاه انگلستان، هر کدام یک بار، دیگری را به     سختی شکست دادند و چندبار هم بدون نتیجة مشخصی با هم درگیر شدند. این دو هر بار  پس از نبرد، به تمجیدهای اغراق آمیز از یکدیگر می پرداختند. لقب شیردل را صلاح   الدین به ریچارد داد. در نوامبر 1192، صلاح الدین، یافا را به یک حمله و آن طور که مورخان نوشته اند   پیش از آن که راهبان فرصت کنند دعای صبحشان را بخوانند تصرف کرد. صلاح الدین، نمونه ای کامل از یک پهلوان شرقی بود. در هنگام جنگ، هیچ ترحمی     نداشت و بعد از جنگ، آن قدر انصاف و شکیبایی می کرد که دشمنانش را هم به تحسین  وامی داشت. در فتح بیت المقدس، با حاکم مسیحی آن جا قرار گذاشت که با لشگریانش     50 روز پشت دروازه های شهر بمانند و صبر کنند تا مسیحیان به تجهیز قوا و تعمیر  استحکامات بپردازند. پس از فتح بیت المقدس، خودش فدیة تعداد زیادی از اسرا را     داد و آن ها را آزاد کرد. یک بار ریچارد را در میدان جنگ پیاده دید، اسب     تیزرویی برای حریفش فرستاد همراه با پیغامی که حیف است جنگاوری چنین دلیر،     پیاده به جنگ برود. ریچارد پیشنهاد داده بود شاهزاده جوانا، خواهرش، با عادل برادر صلاح الدین     ازدواج کنند و اورشلیم به عنوان جهاز این وصلت به هر دو گروه مسلمان و مسیحی     متعلق باشد. صلاح الدین هم موافق بود. اما کلیسای کاتولیک اجازة این کار را     نداد و جنگ ادامه یافت. نوشته اند که پول در نظر وی همان اندازه ارزش داشت که خاک. و وقتی مرد، در     خزانة شخصی او فقط یک دینار به جا مانده بود. قبر صلاح الدین، در دمشق در مسجد اموی است. معروف است که ناپلئون وقتی در     1799سوریه را تصرف کرد، بر سر قبر او رفت و خطاب به اسطورة مسلمان ها گفت: صلاح الدین! ما بالاخره پیروز شدیم.
ادامه دارد...



طبقه بندی: بازی، 
برچسب ها: بازی،  

  • شهر قشنگ
  • گوف
  • ضایعات