تبلیغات
رستاخیز بازی ها - تحلیل بازی Assassins creedقسمت سوم
تاریخ : پنجشنبه 10 فروردین 1391 | 11:06 قبل از ظهر | نویسنده : یگان سابری اباعبدالله

ادامه داستان

تردیدی نیست که قدرت سیاسی آنان پادشاهان اروپا را پریشان خاطر نمود. اما جنبه دیگری از شوالیه های معبد، روحانیت کلیسا را آشفته می کرد؛ و آن اینکه نظام به تدریج از دین مسیح بر می گشت و با حضور در اورشلیم عقاید سری و درونی تازه ای اختیار می نمود. شایعه هایی نیز مبنی بر سازمان بخشی آدابی خاص برای تجلی این تعالیم به گوش می رسید.

بالاخره در سال 1307 م. "فلیپ لوبل" پادشاه فرانسه تصمیم گرفت اعضای این دسته را دستگیر نمایند. در این میان بعضی موفق به فرار شدند، اما بیشترشان گرفتار شدند. در پی یک دوره طولانی بازپرسی و محاکمه، بسیاری از شوالیه ها به عقاید بدعت آمیز خود اعتراف نمودند و اقرار کردند که در میان خود به حضرت عیسی (ع) توهین می کردند. سرانجام رهبران شوالیه های معبد، که "استاد بزرگ" نام داشتند، از جمله "ژاک دومالی"، در سال 1314 م. به دستور کلیسا و پادشاه، اعدام و تعداد بی شماری نیز زندانی شدند؛ دسته نیز پراکنده و رسما ناپدید گردید.



اطلاعات اندکی درباره محل تولد سنان و خانواده اش در دست است . جغرافی دان معروف، "یاقوت حموی"، بیان می کند که او از بومیان "عقرالسندون"، دهکده ای بین واسط و بصره که اکثرا فرقه های شیعه در آن جا ساکن بودند، است. مطالب و نوشته های منابع غیر اسماعیلی درباره محیطی که سنان سال های اولیه زندگی را در آن جا گذرانده مشخص می کند که والدینش شیعه دوازده امامی بودند . منابع اسماعیلیه سوریه اظهار می دارند که سنان تا زمان انتصابش به عنوان نماینده امام الموت در سوریه مسؤول دعوت اسماعیلیان در عراق بوده است . بعضی از این منابع نوشته اند که او وابستگی خانوادگی با امامان اسماعیلیه داشته است . در حالی که دیگران فراتر رفته و اظهار می دارند که او خود امام واقعی بوده است . سنان خود گفته است قبل از اولین انتصابش به عنوان داعی منطقه بصره، یک دوره الهیات و فلسفه اسماعیلی در مدرسه حسن بن محمدبن علی در الموت، گذرانده است . نمی توان به آن چه سنان در کنار مطالعه اصول (دکترین) اسماعیلیه در الموت انجام داده و آن چه واقعا در آن زمان در مرکز آن قلعه بزرگ اسماعیلیه اتفاق افتاده بود پی برد . تنها چیزی که قطعی است این است که در طی اقامتش در الموت با حسن دوم (علی ذکره السلام) دیدار کرد و بعدا وی او را برای جانشینی داعی ابومحمد به سوریه فرستاد . سنان حدود سال 556ه/1160م . به سوریه منتقل شد . کمال الدین توصیف جالبی از مراحل مختلف سفر سنان به سوریه نموده است. گزارش شده است که سنان از طریق موصل در شمال عراق و رقه در مرز بین سوریه و عراق به حلب که در آن وقت تحت فرمانروایی نورالدین محمودبن زنگی بوده رسیده است . حلب در آن زمان هنوز در دسترس داعیان اسماعیلی که در گذشته اغلب به هیات تاجر به آن شهر می آمدند نبود . سنان هیچ مشکلی در برخوردهایش در پایتخت زنگیان نداشت و اگر سال 558ه/1162م . تاریخ ورود او به سوریه بوده باشد، در زمانی که نورالدین در شهر در حال جنگ علیه صلیبی ها بوده، به حلب آمده است و ممکن است سنان مدتی برای آشنایی با امور اسماعیلیه در شمال سوریه مانده باشد، تا این که دستور تازه ای از الموت به او رسیده که به سوی پایگاه های اسماعیلیه در سوریه مرکزی حرکت کند .     ابوفراس نصربن جوشن، از ساکنان المنیقه، در گزارش سال 724ه/1324م . اظهار می دارد که سنان به مصیاف رسیده و بدون این که هویت واقعی خود را آشکار سازد مدتی آن جا ماند و بعد از آن جا به دهکده ای نزدیک الکهف، دژی که اقامتگاه داعی الدعاة اسماعیلیه ابومحمد بود، رفت. طبق اظهارات ابوفراس، سنان می بایستی هفت سال منتظر مانده باشد؛ درست تا زمانی که ابومحمد در بستر مرگ بود . سنان مدارکش را نزد او به عنوان رهبر جدید فرستاد . اگر علت ورود سنان به مصیاف و حوادث و وقایعی که پیش از به عهده گرفتن نهایی رهبری او درست باشد این احتمال وجود دارد که سنان توسط پدر حسن دوم (علی ذکره السلام) به سوریه فرستاده شده و بعدا پسرش عنوان داعی را برای او تایید و تنفیذ نموده است . این قبول مسؤولیت باعث شد که سنان پیش از سال 558ه/1161م . به سوریه برسد . هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد امامان الموت تا چه مقدار قدرتشان را اعمال می کردند . ما این احتمال را ترجیح می دهیم که سنان بعد از جانشینی حسن دوم در سال 558ه/1162م . منصوب شده است . شاید ابوفراس در بیان این مطلب که سنان قبل از این که به طور علنی ماموریت واقعی خود را آشکار کند هفت سال در سوریه اقامت داشته، مرتکب یک خطای ریاضی شده است و این امر که او از ملاقات هایش با گروه های اسماعیلیه به ابومحمد اطلاع نداده است شک برانگیز است . آیا او منتظر پیشرفت های بعدی در الموت بود، یا این که مطالعاتی مقدماتی در مورد موقعیتش در سوریه را انجام می داده است؟ به هر حال، این احتمال به نظر می رسد که سنان در سال 558ه/1162م . به سوریه رسیده و بعد از بررسی های مقدماتی، در سال 560ه/1164م . جانشینی ابومحمد را به عهده گرفته است . مرگ ابومحمد پایان زندگی رهبری که نام و فعالیت هایش در تاریخ اسماعیلیه سوریه مبهم باقی مانده است را به خاطر می آورد . احتمالا او سهم مهمی در محکم کردن موقعیتشان در حلب و جبل السماق داشته است . بعد از قتل عام اسماعیلیه دمشق در سال 523ه/1129م، اسماعیلیان یک سوم از افراد خود را روانه سوریه مرکزی کردند . ظاهرا در منابع فقط نام های داعیان اسماعیلیان در رده های پایین تر ذکر شده است؛ در حالی که به نظر می رسد ابومحمد در پشت صحنه حوادث پنهان است . در طی آخرین دهه رهبری ابومحمد، ضعف و ناتوانی، عدم سازماندهی و تفرقه در بین جماعت اسماعیلیه سوریه نمایان شد . بسیاری از اسماعیلیان نه تنها برای تقویت دعوتشان، بلکه برای امرار معاش، به شهرهای مجاور حماة، حمص و حلب مهاجرت کردند . خاک منطقه اسماعیلیان حاصل خیز نبود و آن ها اکثرا در چراگاه ها زندگی می کردند . این وضعیت با قتل "ریموند دوم" کنت طرابلس، در حدود سال 546ه/1151م . بدتر شد؛ زیرا سواران پرستشگاه آن ها را به پرداخت خراج مجبور نمودند . عامل دیگری که باعث تضعیف دعوت اسماعیلیه شد، مشاجرات و اختلافات شخصی میان اسماعیلیان بود که بر مشکلات می افزود . بعد از قبول رهبری سنان و تلاش های او برای تحکیم موقعیت اسماعیلیان و حل مشکلات متعدد داخلی، اتفاقات مهمی به وقوع پیوست . هدف اصلی سیاست خارجی سنان دفاع از قلمرو و حاکمیت اسماعیلیه، مسلمانان سنی و همسایگان صلیبی بود . مساله دیگری که نیاز به تامل دارد روابط سنان با الموت، به خصوص بعد از اعلام قیام توسط حسن دوم در سال 560ه/1164م . می باشد . سنان بعد از کسب مقام رهبری، با مشکلات بسیاری روبه رو شد . جلب حمایت مردم در سال های اولیه چندان آسان نبود . شیخ العراق دیروز که زاهدانه و با عبادت و ریاضت زندگی می کرد، اکنون مجبور بود در مورد نیازهای واقعی مردم بیندیشد و آن ها را از این که به راحتی طعمه دشمنانشان بشوند نجات دهد . وی برای رویارویی با خطرات بیرونی، شروع به سازماندهی مجدد افراد خود نمود . او به خاطر شخصیت قدرتمند و هوش سرشارش قادر بود اختلاف و نفاق داخلی را که وحدت اسماعیلیه را به خطر انداخته بود برطرف سازد .  سنان تقریبا در تمامی ایناهداف و در ایجاد امنیت برای موقعیت خویش موفق بود . او در جمع آوری اطلاعات محرمانه از دربار شاهان و شاهزادگان، فدائیان ورزیده ای داشت و سیستم ارتباطی کاملی را سازماندهی کرده بود . استفاده کامل از کبوترها و پیام های رمزدار که با آن ها فرماندهان دژهای مختلف اسماعیلیه اطلاعات مربوط به طرح ها را از هرگونه تهدید احتمالی حفظ می کردند، از ویژگی های وی بود . سنان هم چنین در کنار سازماندهی و آموزش گروه های مختلف فدائیان، دو قلعه اسماعیلیه، یعنی رصافه در چهار مایلی جنوب مصیاف و الخوابی در چهار مایلی جنوب کهف، که در حمله دشمنان یا در اثر بلایای طبیعی خراب شده بودند را مجددا بنا کرد .
ادامه دارد...



طبقه بندی: بازی، 
برچسب ها: بازی،  

  • شهر قشنگ
  • گوف
  • ضایعات