تبلیغات
رستاخیز بازی ها - پشت پرده بازی battle field
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1391 | 09:45 قبل از ظهر | نویسنده : یگان سابری اباعبدالله
مقدمه
جنگ، تروریسم، انفجار انتحاری، صدها کشته و زخمی، حقوق بشر، بمب اتم، آژانس انرژی اتمی و... این ها همه واژگانی هستند که در سال های اخیر به خبر اول اکثر رسانه های گفتاری، شنیداری و مکتوب جهان تبدیل شده اند و جالب اینجاست که بیشتر این اخبار مربوط به منطقه خاورمیانه و کشور آمریکا می شوند.
آمریکا در یک سو به عنوان ناجی و قیم جهان! و خاورمیانه به عنوان نماد تروریسم بین المللی! در جنگی پایان ناپذیر تیتر اول رسانه های جهان را به تسخیر خود درآورده اند و در این میان چندین کشور به شکلی سنتی از جایگاه و موقعیت ویژه ای برخوردارند.
این کشورها عبارتند از افغانستان، که نامش به دروغ با 11 سپتامبر و القاعده گره خورده؛ عراق، که نامش به دروغ با سلاح اتمی و تهدید جهانی گره خورده و ایران، که به دروغ مدام به حمایت از تروریسم بین المللی، تلاش برای ساخت سلاح اتمی و نقض حقوق بشر محکوم می شود.
اما واقعا هدف از این همه دروغپردازی چیست؟ چرا آمریکا سعی دارد که منطقه خاورمیانه را اینقدر خطرناک و نا امن جلوه دهد؟ پاسخ، بسیار واضح و روشن است و می توان با نگاهی به عملکرد آمریکا در قبال دو کشور عراق و افغانستان آن را دریافت.
وجود منابع عظیم نفتی و موقعیت استراتژیک ویژه این کشورها، علت اصلی تمام دروغپردازی های آمریکا و متحدانش در قبال منطقه خاورمیانه محسوب می شود و همین امر باعث شد تا با حمله نظامی به دو کشور افغانستان و عراق به بهانه مبارزه علیه تروریسم، به غارت منابع نفتی آن ها بپردازد و نفوذ خود را در این منطقه مهم و استراتژیک گسترش دهد.
از آنجایی که زبان منطق آمریکا چیزی جز زبان زور و جنگ نیست و ولع این کشور برای غارت منابع نفتی کشورهای خاورمیانه سیری ناپذیر است و از طرفی به دلیل آن که کشور ایران بزرگترین مانع برای پیشبرد اهداف شوم آمریکا در این منطقه محسوب می شود، پس باید انتظار داشت که آمریکا طرحی برای حمله به ایران را هم در دستور کار داشته باشد.
به همین منظور چند وقتی است که کشور آمریکا برای آماده سازی اذهان عمومی نسبت به ادامه اهداف جنگ طلبانه خود در منطقه خاورمیانه و همراهی کشورهای همپیمان خود، حجمه تبلیغاتی عظیمی را علیه کشور ایران به راه انداخته و با محوریت قرار دادن سه موضوع اصلی، سعی در خطرناک نشان دادن ایران امروز نسبت به هر زمان دیگر و توجیه لزوم مقابله با این خطر بین المللی را دارد!
لذا با انتساب اخباری دروغ و واهی مبنی بر اقدام ایران به ترور سفیر عربستان در آمریکا، [برای تاکید بر حمایت ایران از ترور و تروریسم بین المللی]، فشار به آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر انتشار اخباری دروغین از فعالیت های اتمی- نظامی ایران، [برای تاکید بر غیر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران] و ارائه آماری کذب از نقض حقوق بشر در ایران، سعی دارد تا زمینه را برای حمله نظامی به ایران مساعد نماید و افکار عمومی جهان را با خود همراه سازد.
در همین راستا، ساخت فیلم ها و بازی های رایانه ای با محوریت ایران هراسی نیز در دستور کار شرکت ها و موسسات وابسته به دولت آمریکا قرار گرفته تا هرچه بیشتر اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران را توجیه پذیرتر و منطقی تر جلوه دهند.
ساخت بازی Battlefield 3 یکی از همین دست اقدامات است که در ادامه به تحلیل و بررسی کامل آن خواهیم پرداخت.

الف- با عشق از سوئد!!
* در این بازی پیام های مختلفی برای دو گروه مخاطب فارسی زبان و انگلیسی زبان قرار داده شده است.

در سال 1992 شرکت سوئدی " سرگرمی های خلاقانه تصورات دیجیتالی "، Digital Illusions Creative Entertainment و با نام اختصاری DICE فعالیت خود را در شهر استکهلم آغاز نمود. این شرکت در سال 2004 ، پس از 12 سال فعالیت توسط شرکت EA خریداری شد و رسما به این شرکت پیوست.
از همان زمان به بعد، سه موسس اصلی این شرکت به نام های اولوف گوستافسون ( Olof Gustafsson)، فردریک لیلیگرن (Fredrik Liliegren) و اولف مندورف (Ulf Mandorff) پایه و اساس کاری خود را بر ساخت بازی های جنگی قرار دادند و در طول 8 سال فعالیت (2011-2004)، تعداد 20 نسخه از این دست بازی ها (که بیشتر آن ها جزو سری Battlefield بودند) را روانه بازار کردند.
اکثر این بازی ها که با بودجه های متوسط ساخته می شدند، در زمان عرضه نسبت به رقبای خود از تکنیک فنی نسبتا پایینی برخوردار بودند و بیشتر قدرت آن ها در بخش چند نفره (Multiplayer) خودنمایی می کرد.
اما کمک 340 میلیون دلاری شرکت EA به دموکرات ها در دوران انتخابات ریاست جمهوری 2008، باعث شد تا پس از روی کار آمدن اوباما، این شرکت مورد توجه و حمایت سردمداران آمریکا قرار گیرد و به طبع با دریافت کمک های همه جانبه دولتی، در جهت تحقق اهداف سیاسی- نظامی آن ها گام بردارد.
ساخت بازی Battlefield 3 با کمک موتور گرافیکی قدرتمند Frostbite 2 که از آخرین ساخته های این شرکت است، با تغییراتی محسوس در زمینه های ساختاری (گرافیکی، صداگذاری، موسیقی، موشن کپچر و... ) از شاخص ترین بازی های این شرکت محسوب می شود که در راستای اهداف سیاسی- نظامی آمریکا تولید و روانه بازار شده است. لازم به ذکر است که محتوی این بازی مورد تایید مجتمع نظامی- صنعتی آمریکا (0) بوده و تا کنون نزدیک به 60 جایزه مختلف را به خود اختصاص داده است!



 
آمار کمک مالی شرکت EA به نامزدهای جمهوری خواه و دموکرات آمریکا در سال 2008:

Electronic Arts
1- Cindy Nicola, VP, Talent Acquisition
$4,600, Barack Obama -D
2- Steven Schnur, Worldwide Executive Mark (?)
$4,600, Hillary Clinton -D
3- John Taylor, Technical Arts
$2,365, Ron Paul-R
4- Michael Lawson, Software Engineer
$2,300, Fred Thompson -R
5- Ian Schmidt, Sales
$1,300, Fred Thompson -R
6- Sharon Zezima, Attorney
$1,000, Hillary Clinton -D
7- Jason Horwath, No title listed
$840, Barack Obama -D
8- John E. Taylor, Technical Artist
$500, Ron Paul -R
9- Timothy Cotton, Game Designer
$234, Ron Paul -R
10- Jason Fisher, Software Engineer
$225, Ron Paul -R
11- Kathy Vrabeck -president, EA Casual
 $2,300 to Barack Obama -D

TOTAL: $10, 424 to Republicans; $13,340 to Democrats


این هم میزان مبلغی که شرکت EA برای تبلیغ اوباما در یکی از بازی های خود (Burnout Paradise) دریافت کرده:

Burnout Paradise-Ultimate Box
$3,800 for Barack Obama (D)

0- مجتمع نظامی- صنعتی آمریکا (Military- Industrial Complex)
مجتمع‌های نظامی ـ صنعتی، یکی از پدیده‌های بارز سیاست بین‌المللی هستند که از دیرباز نقش پیچیده‌ای را در فرایند تصمیم‌گیری و سیاست خارجی برخی کشورها ایفا کرده‌اند. این پیچیدگی به خصلت مرموز سری و غیرمحسوس مجتمع‌های نظامی ـ صنعتی برمی‌گردد که با ظرافت تمام قادر به شکل‌دادن رفتار و سیاست خارجی کشورها هستند. در بررسی تحولات بین‌المللی، مجتمع‌ نظامی ـ صنعتی می‌تواند به عنوان یک ابزار تحلیل، در تبیین علل رفتاری کشورها بویژه در حوزه‌های امنیتی و نظامی، پژوهشگر را یاری دهد.


ب- داریم میایم به تهران...

حال که مختصری با ماهیت شرکت EA و DICE آشنا شدیم، بهتر است به تحلیل و بررسی بازی بپردازیم:

داستان بازی به سبک فیلم های هالیوودی و از طریق فلش بک هایی به گذشته برای مخاطب روایت می شود. روش هوشمندانه ای که به واسطه پراکندگی در روایت، می تواند به خوبی در خدمت اهداف پشت پرده تیم سازنده بازی قرار گیرد و اهداف سازندگان را در لا به لای سکانس های پراکنده داستان مخفی نماید.  
در سکانس آغازین بازی، مخاطب با شخصیت یک گروهبان نیروی تفنگداران دریایی آمریکا به نام بلک برن (Blackburn) آشنا می شود. او برای پاسخگویی به برخی اتهامات و ادعایی مبنی بر احتمال انجام عملیات تروریستی و انفجار بمبی اتمی در نیویورک توسط گروهی شبه نظامی با هدایت فردی به نام سلیمان (Solomon)، از جانب دو مامور وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) (1) مورد بازجویی قرار می گیرد و بازیکن از طریق سوال و جواب هایی که میان آن ها رد و بدل می شود، به داستان بازی پی می برد.


در میان کشمکش های پیش آمده میان ماموران وزارت امنیت داخلی آمریکا و بلک برن، بازیکن متوجه می شود که بلک برن و تیمش از 9 ماه پیش به منظور مبارزه با تحرکات همین گروه شبه نظامی که به "گروه آزادی و مقاومت مردمی" معروف هستند و در طول بازی با علامت اختصاری PLR (People's Liberation and Resistance) از آن ها یاد می شود به یکی از شهرهای مرزی عراق- ایران به نام سلیمانیه (2) اعزام می شوند [ نکته جالب این است که آمریکایی ها به طور مستقیم با گروهی وارد جنگ می شوند که برای آزادی و ایجاد مقاومت مردمی تشکیل شده اند. آن ها این گروه را تروریست می نامند و درصدد نابودی آن هستند!]
هدف این گروه اعزامی جلوگیری از اقدامات تروریستی PLR و نابودی کامل آن ها بیان می شود. بازی به 9 ماه پیش باز می گردد و بازیکن در نقش بلک برن آماده انجام ماموریت می شود. اما در همین زمان ماموریت جدیدی به او و تیمش واگذار می شود؛ گروهی از سربازان آمریکایی در منطقه ای که تحت نفوذ PLR قرار دارد، گرفتار شده اند و بلک برن و یارانش باید مقدمات رهایی آن ها از دست PLR را فراهم نمایند. 
قبل از ادامه صحبت درمورد ادامه داستان بازی، لازم است که چند مورد را با یکدیگر مرور نماییم تا بهتر و بیشتر با داستان بازی و لایه های پنهان آن آشنا شویم. 
- وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا (United States Department of Homeland Security)
یکی از پانزده وزارتخانه دولت فدرال ایالات متحده آمریکا است که در سال ۲۰۰۲ تاسیس شد. وجود مباحث مربوط به مسائل امنیتی در ایالات متحده آمریکا، سرانجام به تشکیل وزارتخانه جدیدی تحت عنوان وزارت امنیت داخلی منجر شد که در آن حداقل ۱۸ سازمان و آژانس امنیتی ادغام شدند. این آژانس‌ها طیف گسترده ای از اداره مهاجرت تا گارد ساحلی و نهادهای حمل و نقل و هواپیمایی را در بر می گرفتند. در آن زمان، ناهماهنگی میان دستگاه‌های امنیتی عامل اصلی وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر شناخته شدند.
وزارت امنیت داخلی به ابتکار جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ابتدا به صورت یک دفتر فدرال با نقش وزارتی تشکیل شد و پس از پیروزی حزب جمهوری خواه در انتخابات میان دوره ای کنگره ایالات متحده آمریکا در نوامبر سال ۲۰۰۲ به چهاردهمین وزارتخانه ایالات متحده تبدیل شد.
این وزارتخانه در عین حال یکی از اعضای جامعه اطلاعاتی آمریکا به شمار می‌آید. اداره گمرک و محافظت مرزی آمریکا شاخه‌ای از این سازمان است.
همانطور که متوجه شدید، وظیفه این وزارتخانه جلوگیری از حملات تروریستی به کشور آمریکا یاد شده و به همین دلیل هم در بازی دو مامور این وزارتخانه بلک برن را برای ادعای احتمال عملیات تروریستی در نیویورک مورد بازجویی قرار داده اند.

2- سلیمانیه
شهر سلیمانیه مرکز استان سلیمانیه عراق است. این شهر در شمال شرقی عراق، نزدیک به مرز ایران و در منطقه خودگردان کردستان قرار دارد. جمعیت آن ۸۰۰۰۰۰ نفر و زبان مردم آن کردی است. سلیمانیه کانون فرهنگی گویش سورانی از زبان کردی در عراق به شمار می‌رود و از کانون‌های مهم اقتصادی در کردستان عراق است. این شهر و به طور کل استان سلیمانیه پیوندهای استوار اقتصادی با ایران دارد.
یکی از نکات مهم و حائز اهمیت درمورد شهر سلیمانیه، گویش مردم آن به زبان کردی است و این نکته ای است که آمریکایی ها پس از 10 سال اشغال عراق به خوبی به آن واقف هستند. اما می بینیم که در طول بازی همه مردم این شهر (چه مردم عادی و چه اعضای PLR ) به زبان فارسی صحبت می کنند! حال سوال این است که آیا این موضوع اشتباهی سهوی بوده یا هدفی در پشت آن نهفته است؟ در ادامه به این سوال پاسخ خواهیم داد.
در داستان بازی، گروه شبه نظامی PLR یک گروه ایرانی معرفی می شود که فعالیت های تروریستی در داخل و خارج از مرزهای ایران انجام می دهند. آنچه درمورد این گروه حائز اهمیت است، سلاح هایی است که از طرف افراد آن مورد استفاده قرار می گیرد. کلیه سلاح های مورد استفاده PLR همان سلاح های سازمانی ارتش و سپاه ایران کلاشینکف و ژ3 (AK47 و G3) است و حتی در دستان آن ها اسلحه جدید ساخت صنایع دفاعی ایران با نام  خیبر 2002 (KH 2002) (3) نیز به چشم می خورد. حال سوال این است که چرا در دستان یک گروه شبه نظامی تروریست، سلاح های سازمانی نیروی نظامی ایران قرار دارد؟ [توجه داشته باشید که آمریکا با ارتش ایران وارد جنگ نمی شود و با PLR می جنگد] آیا پشت این موضوع هدفی جز ارتباط دادن نیروی نظامی ایران (ارتش و سپاه) با تروریسم بین المللی وجود دارد؟

3- اسلحه خیبر 2002 (KH 2002)
این سلاح تماما ساخت صنایع دفاعی ایران است که در سال 1380 طراحی و در سال 1381 به مرحله تولید رسید. خیبر 2002 سلاحی اتوماتیک- تهاجمی، با وزنی بسیار کم است که با فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح می شود.

ادامه دارد...



طبقه بندی: بازی، 
برچسب ها: بازی،  

  • شهر قشنگ
  • گوف
  • ضایعات