تبلیغات
رستاخیز بازی ها - اهداف بازی God of Warقسمت سوم
تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1391 | 09:48 قبل از ظهر | نویسنده : یگان سابری اباعبدالله
در قسمت قبل خواندید که :

نیز طاط در نظر مصریان خدای اندازه گیری و سنجش و محاسب حرکت افلاک بوده و در افسانه ی اوسیریس ( Osiris) به صورت یک ساحر نیز جلوه کرده است.

و اینک ادامه ماجرا...



* فلسفه ی هرمسی
هنگامی که خدای یونان هرمس با طاط مصریان تلفیق یافت و هرمس بانی مکتب هرمسی پدیدار گشت، جنبه صرفا الهی و ملکوتی طاط از بین رفت و فقط آنچه مربوط به نیروی جهانی و برزخی او بود با خدای یونانی امتزاج یافت، چنان که فلسفه ی هرمسی نیز خود مربوط به عالم برزخ بین ماده و مجردات صرف است و به جهانشناسی و طبیعیات مربوط تر است تا به حکمت اولی و ماوراء الطبیعه. بدین دلیل نشانه هرمس اسکندرانی نیز تیر- عطارد است که علامت کیمیای انسانی و نیروهای روانی است که بین عالم محسوس و معقول قرار گرفته است. هرمس در این مکتب رابطه و واسطه بین عالم ملکوت و ملک محسوب می شد و مفسر و مترجم حقایق عالم اعلی بود برای انسان که در عالم اسفل قرار گرفته است. از سال 250 ق م که برای اولین بار اسم هرمس به عنوان بانی مکتب هرمسی برده شد رسائل و کتب گوناگونی به نام او پدیدار گردید و از او به عنوان موسس حکمت و علم و هنر و استاد اسقلبیوس و ایسیس و اوسیریس یاد شد و مذهب نحله ی هرمسی به سرعت گسترش یافت تا این که در قرون اول مسیحیت یکی از نهضت های مهم دینی و فلسفی و علمی به شمار آمد و آثار مهمی به نام هرمس مثلث تالیف یافت که اساس تعلیمات این مکتب را در بر داشت و قرن ها با کتب مسیحیت و ادیان و نحل دیگر، به منظور به دست آوردن پیروان و جلب نظر مریدان، در حال رقابت و تا حدی خصومت بود.


* ماسون‌ها و هرمس

فلسفه ماده‌گرای مصر باستان پس از اضمحلال این تمدن همچنان به حیات خود ادامه داد. بعضی یهودیان پذیرای آن شدند و در سایه اصول كابالا به ادامه حیات آن كمك نمودند. از سوی دیگر، گروهی از فلاسفه یونان همان فلسفه را اقتباس كردند و با تفسیر مجدد آن مكتب «هرمتیسیسم» (Hermeticism) را به وجود آوردند. كلمه هرمتیسیسم از نام «هرمس» (Hermes)، همتای یونانی خدای مصری «طاط» (Toth) برگرفته شده است. به عبارت دیگر این فلسفه نسخه یونانی فلسفه مصری است.
سلامی ایشینداغ در توضیح مبدأ این فلسفه و جایگاه آن در فراماسونری مدرن می‌نویسد:
در مصر باستان جامعه مذهبی وجود داشت با طرز تفكری مبتنی بر هرمتیسیسم، فراماسونری نیز چیزی مشابه آن اتخاذ نمود. كسانی كه با گذراندن تشریفات سازمان به سطوح خاص می‌رسیدند، افكار معنوی و احساسات خود را آشكار می‌نمودند و به تربیت افرادی كه در سطوح پایین‌تر قرار داشتند می‌پرداختند. فیثاغورث پیرو این مكتب بود و در میان آنها آموزش دید. نظام فلسفی مكتب اسكندرانی و نئوافلاطونی در مصر باستان ریشه دارد و شباهت‌های عمده‌ای میان آن و تشریفات ماسونی وجود دارد. (هارون یحیی)

* كادوسیوس، هرمس و فراماسونری

کادوسیوس در معنی نمادین خود، عصایی مقدس و دارای خواصی ویژه است که می تواند مردگان را زنده کند. در فراماسونری عصای خادم ارشد یا استاد تشریفات و مراسم ها، تمثیلی از کادوسیوس هرمس به شمار می رود. این صاحب منصب، وظیفه دارد به داوطلبانی که به درجات بالاتر ماسونی می رسند چگونگی برگزاری مراسم رسمی سومین درجه زندگی جاودانه را آموزش دهد. داوطلب در این مراسم نمادین -که در آن از این عصا در حکم چوب جادو استفاده می شود- یاد می گیرد که خدای باستانی (هرمس) چگونه مردگان را به زندگی باز می گرداند. (فرهنگ لغات ماسونی)

* هلیوس یا خورشید

هلیوس در اسطوره‌های یونان، خدای خورشید و به تعبیری خود خورشید است. او پسر هیپریون و تئا و برادر سلنه و ائوس بود. هر صبح با ارابه آتشین چهار اسبه خود از شرق راه می‌افتاد و تا غروب می‌راند. از همسرش پرسه و دیگر معشوقه‌هایش فرزندان بسیاری داشت. نام یکی از پسرانش فایتون بود. در اساطیر روم، او معادل سول است.


* هلیوس در بازی God of War

همانطور که اشاره شد، در اساطیر یونان هلیوس خود خورشید معرفی می شود و مقامی خدایی ندارد. او تحت فرمان خدایان است و به آن ها خدمت می کند. اما در این بازی هلیوس هم مانند هرمس یکی از برادران زئوس معرفی می شود و به مقام خدایی ارتقاء می یابد. مرگ فجیع او در بازی، به یکی از خشن ترین صحنه های موجود در بازی تبدیل شده است.

* خدا کشی در بازی های شرق و غرب!

هر کدام از این کشورها از درون‌مایه خاصی در بازی‌های خود استفاده می‌کنند. معمولا در بازی‌های آمریکایی به مضامینی نظیر اتحاد کاراکترها برای کشتن یک خدا بر نمی‌خوریم، درحالی که این ایده را می‌توان مشترکا در بازی‌های RPG نظیرBlood Will Tell، Sword of the Etheria، Breath of Fire 2، Final Fantasy Lengend، Final Fantasy Tactics، Xenogears و بسیاری از بازی‌های Shin Megami Tensei مشاهده کرد.
از آنجایی که اکثر شهروندان ژاپنی طرفدار عقاید بودایی (Buddhist) و یا شینتو (Shinto) هستند و مسیحیان اندکی در این کشور وجود دارند، بنابراین عدم ارتباط با کلیسا در مقایسه با فرهنگ غرب به آن ها این امکان را می‌دهد تا بدون ترس از قوانین سفت و سخت مذهبی حاکم بر کلیسا به این موضع نزدیک‌تر شوند. به علاوه با اینکه ژاپن عموما نسبت به مذاهب دیگر بسیار صبور و مقاوم عمل می‌کند، آیین مسیحی در این کشور از سابقه چندان خوشایندی برخوردار نیست. ورود اولین غربی‌ها به ژاپن در قرن 16 و برای دعوت به پرستش خدا صورت گرفت، اما با مرور ظلم و ستم در نقاط دیگر جهان امپراطور ژاپن این افراد را از کشور بیرون کرد. درواقع این کشور خود را از سایر کشورها جدا کرده بود تا وقتی که در قرن 19، Mathew Perry با توسل به زور، مرزهای ژاپن را مجددا باز کرد.
اما اینکه چرا در بازی‌های ژاپنی کشتن خدا مرسوم است، دلایل دیگری نیز دارد. به عقیده Opplinger:
"در مذهب ژاپن نه یک خدا، بلکه خدایان و ارواح بی‌شماری وجود دارند. در الهیات مسیحی، بشر تنها از یک زندگی برخوردار است درحالی که مذهب بودایی به تجدید حیات و تولد دوباره، تاکید می‌کند که خدایان در آن می‌میرند، تمدن‌ها، دوران و حتی خدایان هرکدام آغاز و پایانی دارند. فرهنگ ژاپنی خود نیز از دوران و تولدهای بسیاری نظیر پایان دوره فئودالی، آشنایی با غرب و بمب‌های اتمی و باز‌سازی دوباره، برخوردار است. از آنجایی که در فرهنگ غربی تنها یک خدا وجود دارد، نمی‌توان مرگ او را تصور کرد. اما فرهنگ و اعتقادات آسیایی همچون karma دوره‌ای و چرخشی است."
* تفکر اومانیسم و خدایان یونان
لازم است تا کمی بیشتر در لایه های فکری و عقیدتی بازی عمیق شویم و به کالبدشکافی آن بپردازیم. با کمی دقت و تحقیق در سری بازی های God of War متوجه وجود لایه های پنهانی از یک مکتب فکری می شویم که در زیر به آن اشاره می کنم:

* تعاریف اومانیسم
*اومانیسم به هر نوع فلسفه ای که منزلت ویژه ای برای انسان قائل است و او را مقیاس همه چیز قرار می دهد اطلاق می شود. از منظر تاریخی، اومانیسم در آغاز یک تحول ادبی و تغییر در برنامه آموزشی و فرهنگی بود که در مراحل بعد، جنبه سیاسی و نفی دین و ارزشها را به خود گرفت. این جنبش که در کل به روم و یونان باستان چشم دوخته بود؛ و بیش تر یک جنبش غیر روحانی و وابسته به طبقات بالای اجتماعی و طرفدار نخبه سالاری بود، مقارن پایان قرن سیزدهم در جنوب ایتالیا شکل گرفت؛ سپس در سراسر ایتالیا گسترش یافت و پس از آن، آلمان و بعد فرانسه، اسپانیا و انگلستان را در برگرفت و می توان آن را یکی از عوامل فرهنگ جدید غرب به شمار آورد. انسان مداری در این معنی یکی از مؤلفه های بنیادین رنسانس به شمار می آید و متفکران رنسانس با مدار قرار دادن انسان در صدد نوسازی آن در جهان طبیعت و تاریخ و تفسیر انسان از این منظرند. (احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص 92-93.)

چنان که اشاره شد انسان مداری بازگشتی به روم و یونان باستان بود. انسان مداران بر این باور بودند که منزلت، توانمندیها و استعدادهای انسان که در دوران روم و یونان باستان مورد توجه بود، در قرون وسطی نادیده گرفته شده است و باید در فضای جدید به احیای آنها همت گماشت. آنان تصور می کردند که با اهتمام ورزیدن به احیای تعلیم و تعلم و رواج علومی مانند ریاضیات، منطق، شعر، علوم بلاغی، تاریخ، اخلاق و سیاست یونان و روم می توان انسان را در وضعیت فعال و پویایی قرار داد که آزادی خود را تجربه کند. به همین دلیل به کسانی که این علوم را تعلیم می دادند و یا مقدمات تعلیم و رواج آن را فراهم می آوردند اومانیست اطلاق می شد. (تونی، دیویس، اومانیسم، ترجمه عباس فجر ص 171)

سست بودن مبانی عقیدتی و ارزشی مسیحیت، ضرورت تقدم ایمان بر آگاهی و فهم و نیز برخی از آموزه های نادرست مسیحی مانند گناهکار ذاتی دانستن انسان و خرید و فروش بهشت، زمینه را برای پشت پا زدن به همه ارزشهایی که در قرون وسطا حاکم بود و رویگردانی از دین حاکم و رایج یعنی مسیحیت و الگو گرفتن از رم و یونان قدیم که به انسان و خرد طلایی او اهمیت می داد، فراهم ساخت. در تداوم این حرکت است که تفسیر جدید از دین و خدا، پذیرش خدا و نفی دین و تعالیم مسیحی، شکاکیت در دین و بالاخره انکار کامل دین مطرح می شود.
البته در این میان نمی توان از ارتباط بسیاری از اومانیستها با مراکز قدرت و تلاش برای توجیه وضع موجود و یافتن راه حل برای سالار منشی گروههای پیشین و نخبه سالاری و تبیین عقلانی تحولات سیاسی و مدرنیته و توجیه عوارض منفی آن و به تعبیر دیویس تونی توجه سبعیت مدرنیسم چشم پوشید.

*اومانیسم، انسان سالاری، اصالت بشر، بشر سالاری یا خودبنیادی مكتبی است كه انسان را محور و مدار آفرینش قرار داده و با اصالت دادن به او اصالت خدا، دین یا هر امر غیر بشری را نفی می­كند. معنای اعم این اصطلاح عبارت است از هر نظام فلسفی، سیاسی، اقتصادی، اخلاقی یا اجتماعی كه هسته مركزی آن انسان است. این مكتب انسان را یگانه حقیقت آفرینش فرض كرده و آن را به جای خدا می­نشاند. بنابراین در تضاد با خدامحوری است و در شكل افراطی­اش هرگونه اندیشه متافیزیكی مانند وحی الهی را انكار می­كند. با فرض بشر به عنوان مالك و فرمانروای عالم بت جدیدی به نام انسان اختراع كرده و پرستش آن را ترویج می­كند. اومانیسم در واقع به معنای پرستش انسان است نه انسان دوستی یا تكریم انسان كه مورد تاكید اسلام و سایر ادیان توحیدی است . ) آیت قنبری، نقدی بر لیبرالیسم و اومانیسم، قم، فراز اندیشه ،‌ 1383، صص 20-22(


*اومانیسم  طرز تفکری است که مفاهیم بشری را در مرکز توجه و تنها هدف خود قرار می‌دهد. به عبارت دیگر بشر را به رویگردانی از خالق خویش و اهمیت دادن به خود وجودی و هویتی فرا می‌خواند. لغت اومانیسم را در یک فرهنگ لغت ساده چنین می‌یابید: «نظام فکری مبتنی بر ارزش‌ها، خصایص و  اخلاقیاتی که پنداشته می‌شود فارق از هر گونه قدرت ماوراء الطبیعی، درون انسان وجود داشته باشند.»

روشن‌ترین تعریف را از اومانیسم حامیان آن ارائه داده‌اند. «کرلیس لامنت» از سخن‌پردازان برجسته اومانیسم می‌باشد. وی در کتاب فلسفه اومانیسم می‌نویسد:
[به طور خلاصه] اومانیسم معتقد است که طبیعت سراسر از حقیقت ساخته شده، که ماده و انرژی اساس جهان است و ماوراء الطبیعه وجود ندارد. غیرواقعی بودن ماوراء الطبیعه به این معناست که اولاً در سطح بشری، انسان‌ها دارای روح غیرمادی و جاودان نیستند، و ثانیاً در سطح جهانی، عالم صاحب خدای غیرمادی و فناناپذیر نیست.

*تاریخچه اومانیسم (علت انتخاب اساطیر یونان و روایت داستانی جدید از آن در اینجا مشخص می شود)

پیشینه اومانیسم به یونان باستان باز می­گردد كه خدایان صفات و حتی صورت انسانی داشتند و اندام انسان مهم ترین مساله در هنر نقاشی و مجسمه سازی بود. پس از ظهور مسیحیت و رسمی شدن آن در امپراطوری روم با فرمان كنستانتین، حاكمیت سیاسی- فرهنگی نیز در كنار رهبری دینی تحت اختیار كلیسا درآمد. تفریط­های كلیسا در قرون وسطی در مواجهه با ارزش انسان و كرامت او موجب واكنش افراطی در توجه به انسان و پیدایش اومانیسم شد. برخی از آراء و رفتارهای ضد انسانی كلیسا كه همواره تاكید و ترویج می شد عبارتند از :
انسان ذاتاً‌ موجودی گنهكار است. انسان هیچ اختیاری از خود ندارد. عقل و علم انسانی مغایر دین و هر كار علمی دخالت  شیطانی در امور عالم و ضد عبودیت است. دین و دنیا،‌‌ لذایذ روحانی و جسمانی همواره مخالف و مغایر هم و غیر قابل جمع هستند. مردم نسبت به عقاید و افكار خود اختیاری در برابر كیسا ندارند. مالكیت آسمان،‌‌ بخشش گناهان،‌‌ فروش ارضی بهشت از اختیارات كلیساست.
در اثر این تفریط­ها و نادیده گرفتن كرامت انسانی،‌ نخستین مخالفت­ها بر ضد كلیسا، ‌‌امپراطوری و فئودال­ها در جنوب ایتالیا آغاز شد و در قرن 14تا 16 سراسر ایتالیا و سپس آلمان،‌ فرانسه،‌ اسپانیا و انگلستان را فرا گرفت. مخالفان‌، مدعی احیاء كرامت انسانی بودند و ابتدا با زنده كردن ادبیات كلاسیك روم و یونان سعی در بازگرداندن آزادی از دست رفته بودند. ایشان با تكیه بر آزادی خرد و مخالفت با ریاضت­های دینی در صدد بودند تا لذایذ جسمانی (كه در كلیسا مورد غفلت بود) را هدف نهایی بشر معرفی كرده و زهد و پرهیزكاری را عامل منفی در كسب لذت و سود تلقی كنند. (مریم صانع پور، نقدی بر معرفت شناسی اومانیستی، تهران، موسسه فرهنگ و اندیشه معاصر، 1378، ص22  و  صص 50-53.)
كم كم دین منافی آزادی انسانی و تنها به عنوان ابزاری برای خدمت به خواسته های او تفسیر شد. عالم غیب به فراموشی سپرده شده و مادیگری اساس كار قرار گرفت و سرانجام با تلقی تقابل دین و دنیا لذت­های دنیوی ترجیح داده شد. (مریم صانع پور ، همان ،‌ صص 26-28)

* تجلی اومانیسم در بازی

در سری بازی های God of Wr می توان تجلی روشنی از سیر تکاملی اومانیسم در دنیای واقعی را مشاهده کرد. این سیر تکاملی را می توان به سه بخش کلی تقسیم کرد:


1- قسمت اول: به مقام خدایی رسیدن یک انسان

این بخش می تواند نمادی از ظهور اومانیسم در دوران ابتدایی خود باشد. زمانی که اومانیست ها و کلیسا درکنار یکدیگر قرار گرفته بودند و هنوز از جنگ و درگیری بین آن ها خبری نبود (اگر به خاطر داشته باشید در ابتدا عده ای از اومانیست ها هنوز به خدا اعتقاد داشتند و به همین دلیل با کلیسا رابطه ای مسالمت آمیز برقرار کرده بودند. اما بعدها این گروه هم به منکران خدا و دشمنان کلیسا تبدیل شدند.)

2- قسمت دوم: خلع شدن از مقام خدایی

این بخش می تواند به درگیری بین کلیسا و اومانیست ها اشاره داشته باشد. زمانی که کلیسا در مقابل ادعای خدا بودن انسان قد علم کرد و به مبارزه گسترده علیه اومانیست ها پرداخت.

3- قسمت سوم: نابودی خدایان

این بخش می تواند به پیروزی اومانیست ها در انتها و نابودی خدا (به معنی واقعی کلمه) اشاره داشته باشد. (لازم به ذکر است که این موضوع به صورت یک پیشگویی و استعاره، به آینده مورد نظر اومانیست ها اشاره می کند و هنوز چنین اتفاقی به طور کامل رخ نداده است و کلیسا و اومانیست ها هنوز هم در جنگ و درگیری با یکدیگر هستند)
    


ادامه دارد





طبقه بندی: بازی، 
برچسب ها: بازی،  

  • شهر قشنگ
  • گوف
  • ضایعات